یادداشت |#61bd6d

یادداشت

یقینا داستان کره بُز چموشی که برای خودنمای همواره از چوپان نافرمانی می کرد تا بیشتر به چشم سگ گله و چوپان بیاید را شنیده اید و از فرجام نافرجام جناب بُز که طعمه دندان های تیز گرگ ها گردید خبر دارید( داستان اخلاقی که هر یک نقل آنرا به شکلی متفاوت و با کاراکترهای مختلف شنیده ایم) این روزها حکایت زندگی بسیاری از افراد همین‌ ماجرای تلخ و البته آموزنده است.

 

گیل ندا، افرادی میان تهی که جز دهانی گشوده و زبانی بی مقدار سرمایه ای ندارند و بزرگترین هدفشان بزرگ شدن، لیکن در مقیاس محدود تنگ نظری خود است! و از وجوه تشابه
این افراد کم منزلت میتوان به عدم وجود ثبات در افکار، رفتار و مواضع اشاره کرد که جمیع آنها باعث می گردد همواره شکست تنها ره آورد اقداماتشان باشد و به قولی با پاقدم نحس خود به هر جا که پای مینهند سرافکندی و ناکامی را برای سایرین به ارمغان‌ می آورند.

اندر احوالات این‌ ناکامان زمانه باید عرض کرد با خیره سری که از عدم کفایت عقل معاش جنابشان نشات می گیرد گویی در طول عمر بی مقدار خود حتی دقایقی چند با خود خلوت نکرده و به رفتارهای ناصواب گذشته خود اندیشه نکرده اند و همیشه در تکاپوی یافتن مقصر برای حماقت های خود بودند و این‌ ضعف فاحش علت اصلی تکرار اشتباهات گذشته این افراد دنی است.

آری این روزها متاسفانه در اطراف ما کم نیستند کسانی با این کیفیت که بزرگترین افتخارشان بازیچه بودن در ید اختیار اربابی البته آن هم موقتی و اجاره ای است که هر از چند گاهی با اشاره ای بر قلاده شان آنها را وادار به پارس و پا گیری کرده و در این بین نکته قابل توجه عدم توجه احدی به این لولو هاست...

نگارنده در اندیشه این است که اگر روزگاری فضای اطراف این نابخردان کم مقدار از انسانهای بزرگ خالی شود قوت لایموت این جانوران انسان نما چه خواهد شد و با پریدن به که و چه روزگار سپری کرده و صباح را به شام میرسانند؟؟؟

از استعاره که بگذریم داستان امروز بسیاری از مردودین که با عدم ثبات در رفتار امروز شهره عام و خاص این شهر شده و هیچ اعتباری حتی در بین دوستان دیروز خود نیز ندارند جای تاسف است.
اینکه فردی در لحظه و آن تغییر موضع داده و خود کذاب حرفی باشد که از آن خویش است برخی ها را به نماد بی هویتی در این شهر بدل کرده و گویا این شهرت نیز زیاد به مزاجشان تلخ نیامده و امروز نان را در گرو این بدنامی ها میبینند.
گوارای وجود...

اما دوستان مستحضر باشند کذابی هم برای خود اصول و شرایطی دارد و نشر آن بدون رعایت قواعد رسوایی روز افزون تان را تسریع میدهد چرا که با توجه به سبقه مخدوش شما و اربابان شناخته شده و نان به نرخ نفاق خوری که امروز در خلا و انزوا افسوس فرصت های از دست رفته و محبوبیت طیف مقابل را دارند دیگر کسی تره هم برای قلم فرسایی هایتان خرد نمی کند و همین بهترین علت برای سکوت مرگبار شما میتواند شود البته اگر درک این موضوع را داشته باشید که بعید میدانم...

بدانید و آگاه باشید
دکتر احمد رمضانپور نرگسی نه به عنوان یک فرد بلکه در جایگاه یک‌ مکتب و یک جریان محبوب با اتکا به مشروعیتی که همواره از مردم کسب کرده است از روز اول بنا به تکلیف وارد عرصه شورای شهر شده و تا امروز هدفی جز ایجاد تعامل و همدلی بین اعضا نداشته و حداکثر قاطع همکاران شورایی بارها و بارها بر این ادعا صحه گذاشته اند.
هیچ گاه به دنبال کسب نام از حوزه ای چون شورای شهر نبوده و قطعا تنها حضور وی باعث هر چه وزین تر شدن پارلمان محلی گردیده است.
کسب آنچه اذهان‌ کوچک و بیمار شما به عنوان پیروزی و فتح می نامند و به آن‌ می بالند برای وی ارزشی نداشته و این خدمت به شهروندان رشت است که او را در راه خود مستدام میدارد.شهروندانی وفادار و فهیم که به خوبی سره از ناسره تشخیص داده و همواره با لطف خود وی را در هر آوردگاهی به عزت رسانده اند...

آری با لولو شما اهالی تاریکی نه از عزت و محبوبیت حاج احمد شهر من کاسته می شود و نه غفلت، عداوت و وخامت حال و اوضاع تهوع آور شما و اربابانتان تمیز داده می شود چرا که امروز هم شهروندان رشت به خوبی ماهیت پلید و پلشت شما را دریافته اند و هم اعضای محترم شورای شهر از هر دو سو بر نقش کلیدی و از خودگذشتگی دکتر رمضانپور تاکید می کنند پس بیش از این‌ حنجره ندرید که از آخر زمستان گذشته و چهره شما در پیش چشم رشتوندان سیاه تر از همیشه است.

یکی از وظایف یا بهتر می توان گفت رسالت شهرداری ها در کنار ارائه خدمات شهری به شهروندان، ایجاد نشاط عمومی با برگزاری برنامه های مناسبتی و فستیوال هایی است که امروزه با پرداختن به موضوعات مختلف حول فرهنگ شهر نشینی در شهرهای بزرگ دنیا در حال اجراست و مردم از آن استقبال کرده و به آن علاقمند هستند.

 

گیل ندا،  در سالهای اخیر در شهر رشت با ایجاد پیاده راه فرهنگی معمولا تمرکز برگزاری این قبیل مراسم ها در محدوده بافت مرکزی و با موضوعاتی محدود بوده است که غالب آن نیز فارغ از تحرکات و پویایی بیشتر به برگزاری جشنواره هایی ساکن بدل گردیده که البته در جای خود برای شهر سرزنده ای چون رشت مورد نیاز و البته واجب است.

در این بین قریب به چهار سال است جمعی از جوانان صاحب ذوق و ابتکار با ارائه طرحی اقدام به برگزاری جشنواره بازی در قالبی مفرح و شاد با قابلیت اجرا در چند رده سنی و البته با هدفگذاری برای کودکان رشت کرده که با توجه به تغییر سبک زندگی و زیست آپارتمان نشینی خانواده ها در رشت امری بسیار واجب محسوب می شود و استقبال گسترده از آن خود گواهی بر این‌ ادعاست.

پرداختن به بازی های بومی و محلی که جزو میراث رشت محسوب می شود، تاکید بر انجام فعالیت های گروهی در قالب بازی که تمرینی برای زندگی شهری است، تزریق شادابی و نشاط به فضای سخت و مدرن شهری و حفظ و اشاعه فرهنگ غنی گیلان با احترام به همه سلایق و سنن از نکاتی است که جوانان خلاق رشتی هوشمندانه و در عین مسئولیت پذیری به آن توجه کرده و می کنند و این امر جشنواره بازی را به محیطی امن و شاداب برای حضور خانواده ها تبدیل کرده است.

این در حالیست که آمارها و مستندات موجود به وضوح نشانگر این است که هیچ ارگان حکومتی، دولتی و یا غیر انتفاعی در برگزاری این مراسم کمک مالی به برگزار کنندگان پرداخت نکرده و تنها شهرداری رشت زمین برگزاری جشنواره بازی را صرفا برای مدت برگزاری(چند روز) در اختیار این جوانان خلاق قرار می دهد و این شاهکار فرزندان این شهر است که با چند سطل رنگ و حداقل ابزار موجود(شما بخوانید با دستهای خالی) این چنین رویدادی شاد را رقم میزنند که بسیاری از متولیان امر با بودجه های چندین و چند رقمی از انجام آن عاجز هستند...

آیا نباید از جوانانی که به صورت خود جوش و بدون هیچ چشم داشتی از سال نخست با عبور از مشکلات فراوان هر سال این جشنواره را از نظر کیفی در سطحی بالاتر برگزار می کنند و در این بین هیچ آورده مادی و غیر مادی برای خود در نظر نگرفته و به این جشنواره صرفا به عنوان یک فعالیت فرهنگی و عام المنفعه می نگرند به صورت شایسته تقدیر بعمل آورد!؟

متاسفانه در آستانه چهارمین سال برگزاری این جشنواره شاهد ایراد اتهام و تهمت هایی ناشایست البته از سوی طیفی مشخص هستیم که با فرافکنی و دستاویز کردن برخی از ارزش های گرانقدر و آیین و سنن مقدس شهروندان قصد ایراد خدشه بر سابقه و تهدید در برگزاری جشنواره بازی در سال جاری را دارند.
در حالی این فضاسازی ها در روزهای اخیر با اتهام کمک های چند صد میلیونی شهرداری رشت!!! به برگزار کنندگان جشنواره شدت گرفته است که امسال نیز کما فی السابق سلیقه، ایده پردازی و خلاقیت تنها سلاح کاری در دست جوانان شهر باران برای رقم زدن اتفاقی شیرین برای فرزندان این شهر است و دریغ از ذره ای کمک و یا حمایت از هیچ دستگاه و نهاد متولی...

گرچه جریان های معلوم الحالی که امروز با انگیزه های مشخص برگزاری جشنواره بازی را به علم عثمان تبدیل کرده اند و فریاد وا اسلامااا سر میدهند خود بهتر میدانند که مدتهاست دیگر جایگاهی در افکار عمومی ندارند و قلم فرسایی های آنها تاثیری در روند روزمره و مطالبات بحق مردم نداشته و ندارد لیکن حضرات باید به خوبی آگاه باشند که جوانان این شهر در کنار برگزاری این قبیل جشنواره هایی که نیاز مبرم اجتماعی و فرهنگی شهر محسوب می گردند همواره در خط اول برگزاری مراسم های مذهبی همچون دهه محرم و ستون اصلی خیمه سوگواری های تاسوعا و عاشورا محسوب می شوند لذا اگر صاحب اندکی بصیرت و تعهد بودید این چنین کور و بی برنامه تیر از چله کمان به سپاه خودی رها نمی کردید که البته مدتهاست این نابخردی ها به سیره غبارآلود بی معرفتی هایتان بدل شده است...

محمدرسول محمدپور

خانواده ورزش گیلان علیرغم شایستگی هایی که همواره در طول تاریخ در سطح ملی و بین المللی از خود به نمایش گذاشته است جزو مظلوم ترین طیف در بین جامعه ورزشی در کشور محسوب می گردد.

 

گیل ندا،  از بودجه های ملی که یا نمیرسد یا وقتی میرسد در همه جا بکار گرفته می شود جز آنجا که باید تا آرایی که همیشه در انتها به ضرر و زیان طرف گیلانی صادر می شود و گویی این یک قانون نانوشته است که کمیته های انضباطی و اخلاق این گونه از مدتها پیش خود را به آن پایبند میدانند.!

لیکن این بار ماجرا متفاوت است و بهت صدور رای محرومیت "حاج اسماعیل حاجی پور" تنها به جرم دفاع از حق مشروع همشهریان خود و حامیان تیم داماش که چند صد کیلومتر را برای تشویق تیم مورد علاقه خود طی کرده بودند نه تنها گیلان بلکه تمام ایران را فرا گرفته است و واکنش ها در فضای مجازی، خود ناقل این ماجراست...

باید دید کمیته اخلاق و سازمان لیگ چرا؟ چگونه؟ و چطور تخلف محرز، عدم مسئولیت پذیری، عمق و ژرفای بی اخلاقی و بی ملاحظه گی مسئولین ورزشگاه و هیئت فوتبال خوزستان را به پای "پیر مردمی داماش" گذاشته و با کدام متر و عیار این موضوع را بررسی کردند که امروز به این نتیجه رسیدند که شوالیه اهواز را از حضور در استادیوم سردار جنگل محروم کردند؟؟!!

قطعا حفظ نظم و قانون مندی مطالبه همه اهالی ورزش پرطدفدار فوتبال از سازمان لیگ و کمیته محترم اخلاق میباشد لیکن رعایت عدالت و صدور احکام برپایه و اساس مستندات یقینا جایگاهی اولی بر سایر مسائل دارد.
سکوت مسئولین یک باشگاه در برابر اجحاف همه جانبه در مورد تیم و هواداران که سرمایه اصلی باشگاه محسوب می شوند به هیچ وجه امری قابل اجرا نیست چرا که تجربه نشان داده است اعتراض بجا اگر در زمان مقتضی خود صورت نپذیرد نتیجه ای حاصل نخواهد کرد.

ضمن اینکه کمیته اخلاق باید در صدور آرا خود این نکته اساسی را مد نظر داشته باشد که صدور احکام احساسی و فاقد حداقل بررسی های ممکن در کنار تضییع حقوق یک باشگاه مشروعیت و عدالت محوری این کمیته که متولی اجرای قانون در فدراسیون پرحاشیه ای همچون فوتبال را در افکار عمومی زیر سوال برده و باعث عدم صلابت در ادامه مسیر این کمیته خواهد شد.

وزارتی برای توریسم

سیدحسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی ایران

گیل ندا، هفته گذشته شورای نگهبان اعلام کرد که طرح تشکیل وزارت میراث فرهنگی و گردشگری تایید شده و آنها ایرادی به آن وارد ندانسته‌اند. بدین ترتیب رئیس‌‏جمهور ظرف مدت مشخصی باید وزیر این وزارتخانه را به مجلس معرفی کند.

در این رابطه لازم است به سیر تحول این سازمان از دولت اصلاحات تاکنون بپردازیم. در دوره دوم ریاست‌جمهوری آقای خاتمی و دوره مجلس ششم، دولت تصمیم گرفت تا برای ارتقای عملکرد دو سازمان ایرانگردی و جهانگردی و سازمان میراث فرهنگی، این دو را با یکدیگر ادغام کند. در همین جهت آن را به عنوان یک طرح تقدیم مجلس کرد. در آن مرحله من شخصا مخالف این طرح بودم. دلیل مخالفت من هم این بود که اعتقاد داشتم درست است توسعه گردشگری در ایران موضوع مهمی است و هدف دیدار آثار تاریخی ایران است اما اساس وظایف و ماموریت‏های سازمان میراث فرهنگی و سازمان ایرانگردی و جهانگردی با یکدیگر متفاوت است و این دو نباید در یک سازمان قرار بگیرند. اما هدف دولت آقای خاتمی، ارتقای مدیریت میراث فرهنگی و گردشگری از سطح معاونت وزیر به معاونت رئیس‏‌جمهور بود.

به طور کلی، سازمان میراث فرهنگی حافظ بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی ایران است و شاید مهمترین هدف آن حفظ هویت ایرانی و در کنار آن، معرفی فرهنگ و تمدن ایران است که اقدام به نمایش گذاشتن آثار تاریخی و فرهنگی هم می‏‌کند.

از سویی سازمان جهانگردی باید یک صنعت را مدیریت کند. نهایتا به دلیل تفاوت ماموریت این دو سازمان به‌رغم اینکه هر دو به یکدیگر نیاز داشتند، فکر می‏‌کردیم که این دو ماموریت با هم موفقت‌آمیز نخواهد بود.

به هر ترتیب مجلس وقت در شور اول خود لایحه را گسترش داد و امکانات و اختیارات خوبی هم به آن واگذار کرد. ماموریت سازمان جدید هم توسط آقای خاتمی بر عهده من گذاشته شد و من اولین مسئول سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شدم و این سازمان را تشکیل دادم. در ابتدا مطالعات برای تدوین اساسنامه سازمان جدید و مشروح وظایف و تجهیز آن برای تحقق اهداف آغاز شد.

نهایتا در ماه چهارم تشکیل این سازمان، خدمت آقای خاتمی رسیدم و اطلاع دادم که اگر قرار باشد این سازمان موفق شود حتما باید آن را به وزارتخانه تبدیل کرد چراکه یک وزارتخانه می‌‏تواند ماموریت‏‌های متفاوت و متعددی داشته باشد اما یک سازمان این اختیارات لازم را ندارد.

اما در آن زمان به پایان دولت آقای خاتمی نزدیک شده بودیم به همین دلیل تصمیمی برای تشکیل وزارتخانه انجام نگرفت. بعد از آن در دوره آقای احمدی‌نژاد «صنایع دستی» هم به این سازمان اضافه شد و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی ایران شکل گرفت. یک سازمان با سه مسئولیت کاملا متفاوت که در بسیاری موارد می‏‌توانست آن را دچار چالش‌‏های جدی کند.

در حال حاضر به نظر می‌‏رسد اقدام نمایندگان مجلس برای تبدیل این سازمان به وزارتخانه از این جهت بوده که خواسته‌اند رئیس این سازمان را پاسخگوی مجلس کنند چون عملکرد معاونت رئیس‏‌جمهور مستقیما قابل بررسی نیست و درعین‌‏حال نمی‌‏توان از او سوال پرسید یا استیضاحش کرد.

بنابراین به نظر می‏‌رسد مجلس می‏‌خواهد این سازمان را در کنترل بگیرد اما از نظر کارشناسی چون وجود سه وظیفه در یک سازمان کار را پیچیده کرده به نظر من به هرحال اقدام مجلس شایسته بوده و این وزارتخانه جدید می‏‌تواند با قابلیت گردشگری که به سازمان میراث فرهنگی وابسته است، وظایف مهم پژوهش، مستندسازی، حفاظت و معرفی هویت فرهنگی و تاریخی ایران را به عهده بگیرد و یک شرکتی باشد که می‏‌تواند صنایع دستی را در قالب یک شرکت دولتی وابسته مدیریت کند که به نظر من این یک گام در جهت اداره بهتر و کارشناسی این سه ماموریت است. به هرترتیب من فکر می‏‌کنم دولت هم باید خود را آماده کند تا سازمان مناسبی را تحت مدیریت یک وزیر و با مدیران مستقل اداره کند.

اما دلیل مخالفت دولت چه بوده است؟ در این رابطه به نظر می‌‏رسد کار کارشناسی سازمان میراث فرهنگی در این خصوص مورد توجه قرار گرفته است.

به هرحال رئیس این سازمان اکنون معاون رئیس‏‌جمهور است و در رده‌بندی تشکیلات‌‏های گردشگری در سراسر جهان معاون رئیس‌جمهوری ایران و رئیس این سازمان بالاترین مقام گردشگری محسوب می‏‌شود. کشور‏های دیگر وزیر گردشگری و وزیر توریستی دارند و بعضی هم تشکیلاتی پایین‌تر از این سطح. اما چون معاون رئیس‏‌جمهور در عرف دیپلماسی و بین‌ا‌لمللی بالاتر از وزیر تلقی می‏‌شود تا امروز رئیس این سازمان بالاترین مقام گردشگری در تمام کنفرانس‏‌های بین‌المللی تلقی می‏‌شده است.

از سویی فعالیت‏‌های مرتبط با توریسم به وزارتخانه‏‌های دیگر همچون نیروی انتظامی و اداره گذرنامه، وزارت امور خارجه، سازمان راهداری و هواپیمایی هم مرتبط می‏‌شود و دوستانی که علاقه‌مند به ادامه فعالیت این سازمان هستند فکر می‏‌کنند که معاون رئیس‏‎جمهور امکان هماهنگی فرابخشی را هم دارد درحالی که این کار در سطح وزیر هم می‏‌تواند مورد توجه باشد. با این تفاسیر، در مجموع به نظر می‏‌رسد تشکیل وزارتخانه جدید میراث فرهنگی و گردشگری می‏‌تواند عملکرد بهتر و قابل دفاعی در برابر وظایف مطروحه خود داشته باشد.

گیل ندا، بر هیچکس پوشیده نیست که امروز محوری ترین چالش برای حکومت ها مسائل اقتصادی و برنامه ریزی بلند مدت برای نیروی انسانی میباشد. شاید صورت مسئله با کمی تغییر در اهداف و اولویت ها تفاوت داشته باشد لیکن اصل موضوع چالشی میباشد که حتی کشورهای توسعه یافته نیز با آن دست به گریبان هستند.

به طور حتم اولین مرحله در حل یک مشکل مطالعه، بررسی و تعریف یک راهکار کاربردی منطبق با زوایای موضوع مد نظر است که ارائه آن مستلزم اشراف کافی بر علل پیدایش و تبعات موجود چالش مذکور میباشد.

کشور ایران از لحاظ استراتژیک و بسیاری موارد دیگر در موقعیتی خاص وجود دارد و این موضوع شرایط اقتصادی پایدار را از کشور سلب کرده است چرا که جمهوری اسلامی حکومتی بر پایه موازین شرعی میباشد و از این رو اولویت های آن فارغ از برخی از اصولی اقتصاد جهانی اولویت هایی شرعی و انقلابی است و سرفصل و سرلوحه اهداف راهبردی نظام جمهوری اسلامی مبارزه با شالوده و دکترین نظام سرمایه داری حاکم بر اقتصاد جهانی است.از این رو کارگزاران نظام و متولیان حوزه اقتصاد باید با اتخاذ سیاست های اقتصادی تولید محور، درون گرا و با کمترین وابستگی به بیرون در بزنگاههایی که در هر برهه ای در برابر کشور پیش بینی می گردد همچون تحریم و تهدیدهای ابرقدرت ها، حتی الامکان اقتصاد داخلی در برابر رکود و تورم با نرخ های نجومی مصون بدارند.

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) از سالها پیش با ارائه دکترین اقتصاد مقاومتی به کارگزاران نظام نقشه راهی جامع و مبرهن و البته کاربردی را در اختیار متولیان اقتصاد کشور و دولت های سابق و کنونی قرار داد و با تاکید بر لزوم پیاده سازی این نگاه به عنوان اسکلت اقتصاد کشور بارها خواستار توجه ویژه به خلل و فرج و آسیب پذیری دیواره اقتصادی کشور گردید اما متاسفانه به هر دلیلی این مهم آنطور که باید مورد توجه و اجرا قرار نگرفت و قرائت نادرست و اجرای ناقص آن در مراحل مختلف این موضوع محوری را به حاشیه برد و این در حالیست که به زعم بسیاری از کارشناسان اقتصاد مقاومتی تنها راه برون رفت از مشکلات موجود و چالش های پیش روی کشور در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی میباشد.

رونق اقتصادی ارتباطی مستقیم با اشتغال دارد و این در حالیست که رابطه اشتغال با مسائل اجتماعی و آمار بزه و جرم در کشور بر همگان هویداست.
پر بیراه نگفته ایم اگر یکی از اهداف کلیدی اقتصاد مقاومتی را حفظ کسب و کارهای کنونی و ایجاد شغل های جدید تعریف کنیم چرا که معضل بیکاری میتواند تبعاتی به همراه داشته باشد که در ابتدا کانون خانواده و سپس بنیان های اجتماع را هدف قرار دهد.

اصلی ترین راهکار پرداختن و اخذ نتیجه مطلوب از موضوع اشتغال حمایت، حمایت و حمایت از بخش خصوصی میباشد.
یقینا بودجه و اعتبار دولتی در هیچ کجای جهان به حدی نیست که به صورت فرادا برای اشتغال هر فرد مبلغی مشخص در نظر گرفته و شغل ایجاد کند که البته در صورت امکان این شرایط نیز این نگاه مردود محسوب می گردد لیکن اعتبارات موجود اگر با یک سیاست صحیح بکار گرفته شود می تواند باعث رونق بخش خصوصی و به دنبال آن ایجاد اشتغال در حوزه های مختلف تولید گردد.

باید به یاد داشت بخش خصوصی موفق در اقتصاد کشور و تقویت و حمایت از فعالین اقتصادی اگر با برنامه ای همچون اقصاد مقاومتی منطبق گردد می تواند در یک زمان بندی مشخص کشور را از بسیاری از مسائل بی نیاز و خودکفا کند و این اصلی ترین هدف استراتژیک در حوزه اقتصادی محسوب می گردد.

گیل ندا، دو سال از زمان شورای پنجم گذشت و عمر این شورا به نیمه راه خود رسید.شورایی که روزهای پرتلاطم زیادی به خود دید و از حیث حواشی یکی از صدرنشینان محسوب میشد.
حواشی که در دو سال اخیر بیش از هر موضوع دیگری حول اعضای لیست امید ایجاد میشد و این طیف چهار منهی یک بود که قالبا ناکامی آنها(البته به صورت هدفمند) تیتر اخبار رسانه ها میشد.

لیستی که به هر شکل ممکن و با تعداد نفرات اندک موفق به حضور در پارلمان شهری شد خود را در اقلیت و همواره گوشه رینگ میدید و باید با توجه به شرایط و البته حضور چهره های کیفی همچون احمد رمضانپور نرگسی، اسماعیل حاجی پور و فرهام زاهد وضعیت موجود را بهبود میداد.

به طور حتم در ساختاری شورایی تنها راه تشکیل ائتلاف با سایر اعضا و تبدیل آرا سه نفره به آرای حداکثری بود و در این بین نقش رمضانپور به عنوان لیدر اصلاح طلبان استان و کهنه سیاست مدار این جریان نقشی کلیدی و محوری محسوب میشد.

در وضعیتی که فشارهای بیرونی از یک سو و تعریف و تقسیم منافع از سوی دیگر باعث ایجاد فضایی ملتهب گردیده بود نبوغ سیاسی دکتر رمضانپور چیدمانی باور نکردنی از اعضای شورا را در قالب یک فراکسیون و ائتلاف در کنار هم ایجاد کرد به شکلی که همگان برای دوام و حفظ این ترکیب روز شمار اعلام کرده بودند.

عبور از چالش ردصلاحیت شهرداران منتخب و بزنگاههای خطیر دیگر با مدیریت رمضانپور در راستای حفظ طیف حداکثری که از منتهی الیه اصولگرایی تا قلب تپنده اصلاحات در آن حضور داشتند با وجود همه گمانه زنی ها بالاخره امیدی ها را از انزوا به اکثریت رساند و تصمیمات شورای پنجم را ید اختیار آنان قرار داد(بگذریم که در این بین دوستان به ظاهر خودی و به اصطلاح تشکیلاتی بجای حمایت از ایراد هیچ ضربه و ترور شخصیتی خودداری نکردند...)

بالاخره بعد از عبور از پیچ های خطرناک و دسیسه های مختلف که از سرمنشا های متفاوتی هدایت میشد قطار شورای پنجم به نیمه را رسید و روزشمار انتخابات هیئت رییسه برای تعیین رییس سال سوم کلید خورد.
با توجه به نقش دکتر رمضانپور در تشکیل و حفظ این ائتلاف تصور عمومی بر این بود که وی بر حضور بر مسند ریاست شورا که به زعم همگان حق مسلم وی بود پافشاری کند لیکن رمضانپور بار دیگر نشان داد پایبندی به اخلاق و حفظ اتحاد و جریان محوری برای وی از اوجب واجبات است و به لحظه ای که احساس کرد حضور به عنوان نامزد ریاست شورا میتواند بر حفظ وحدت ائتلاف شکل گرفته خدشه وارد کند با اقدامی هوشمندانه نام حاجی پور و زاهد دو یار دیگر خود در لیست امید را از گردونه بیرون آورد و این چنین شد سرانجام خرمِ لیستی که زمانی در گوشه رینگ زیر ضربات در انزوا قرار داشت.

درسهایی که رمضانپور و در این برهه به سایرین داد اولویت حفظ اخلاق تحت هر شرایطی و پایبندی به جریان فارغ از پیگیری منافع شخصی میباشد.
فعالین سیاسی باید منش رمضانپور را سرلوحه کار قرار دهند و با عبور از منفعت طلبی های شخصی به اهداف طیف و جریان خود پایبند باشند.

گیل ندا، یک جامعه در حال توسعه در کنار همه رخدادها و اتفاقات مورد نیاز برای پیشرفت و کوک ماندن ضرب آهنگ توسعه خود، نیازمند ایجاد یک شبکه آماری و اطلاعاتی به هم پیوسته می باشد.شبکه ای که در کنار ارتباط در هم تنیده با حوزه های امنیت، اقتصاد و... جهت همسویی افکار عمومی با سیاست های راهبردی کشور و ارتقا سطح آگاهی عمومی و تخصصی نیروی انسانی و اقشار مختلف خود، در حوزه اجتماعی فعالیتی دوچندان داشته و به حد مطلوب انتشار رویدادها و اخبار را بر عهده داشته باشد به شکلی که جامعه به صورت روزانه کانون نشر و بازنشر اطلاعات شود تا با دسترسی عام به این مهم ضریب توسعه در بین اقشار مختلف به صورت یکسان رشد کند.

اشاره به جایگاه خبرنگار و شعاع تاثیر عملکرد فعالین این حرفه در نیل به اهداف فوق و مقایسه این فعالیت در کشور ما با کشورهای توسعه یافته و نتیجه حاصل از این فقدان توجه و یا آن عنایت ویژه تکرار مکررات است و برای خبرنگاری که به صورت مداوم درگیر معیشت و دغدغه هایی همچون امنیت شغلی و تهدید جریانهای متصل و وابسته به ارکان قدرت است به قول معروف قرصی نان و یا ساعتی آرامش خیال نمی شود و انتظار این میرود که مسئولین لااقل با هدف آینده روشن این کشور و نظام حاکم بر آن با تغییر سیاست های خود و باز کردن آغوش حمایتی زحمات این قشر خدوم را بیش از گذشته ارج نهاده و به وضعیت خبرنگاران رسیدگی کنند.

لیکن ارزیابی عملکرد دولت ها در گذشته و تاکنون(البته فارغ از شعارزدگی و در عمل) نشانگر عمق فاجعه و صرفا نگاه ابزاری به رسانه میباشد.
آسیب شناسی در این حوزه نشانگر این است که یکی از پدیده هایی که در چند سال اخیر جامعه خبری با آن روبرو گردیده است ظهور قارچ گونه و اپیدمی رسانه نماهایی است که با هدف درآمدزایی و به شکل یک بنگاه اقتصادی سر از تخم بیرون آورده و بدون هیچ عقبه و عملکرد کیفی یک شبه و البته با دست های پشت پرده به چشمه های منابع مالی متصل می شوند و افرادی که به هیچ وجه شباهتی حتی در ظاهر به یک خبرنگار نداشته و فاقد هرگونه استعداد، تعلق خاطر و تحصیلاتی در این حوزه هستند به نور چشمی هایی بدل می شوند که در همه قاب ها حضوری مستمر دارند و این یعنی ابتدای فاجعه...

تزریق همین منابع اندک مالی که مختص به خبرنگاران صدیق میباشد تا چشم بینای جامعه و مصباح مسیر مسئولین باشند به جماعتی که برای مجیزگویی و تبلیغات واهی و پروپاگاندا استخدام شده اند عرصه را برای فعالیت یک خبرنگار وظیفه مند و حرفه ای که در شغل خود دارای دغدغه میباشد تنگ می کند. ایجاد رانت و حمایت های خارج از عرف و حتی منطق از این عناصر تبلیغاتی که وظیفه ماله کشی بر ضعف های مشهود حضرات را بر عهده دارند در حالیست که اتفاقا رسانه و چشم تیزبین و مستقل خبرنگار باید در نقطه مقابل این جماعت بی تقوی و منافق صفت قرار گرفته و آینه ای برای انعکاس مشکلات رو به مردم و مسئولین باشند و میدان دادن به این افراد به سان تشکیل هنگ ستون پنجم دشمن پشت سنگر خودی است چرا که با پوشاندن نقاط ضعف باعث عمیق تر شدن مشکلات کشور خواهند شد و این دقیقا همان پاشنه آشیلی است که باعث درجا زدن و حتی عقب ماندگی ما در حوزه هایی از جمله اقتصاد گردیده است.

وظیفه ذاتی و مقدس یک خبرنگار همان طور که از نام آن هویداست نگارش واقعیت هاست حال تغییر این سرمشق به تولید محتوایی خلاف واقع و تبلیغاتی، البته در پروسه ای پیچیده و به گرو نان، عملی قبیح و قابل سرزنش است که متاسفانه امروزه در کشور ما به صورت سیستماتیک در حال انجام است.
به طور حتم هیچ خبرنگار شریفی حاضر نخواهد شد در ازای دریافت مبلغ مالی شرافت خود را بفروش برساند لیکن عدم براندازی این شیوه منحوس همچون تیغی دو لبه هم تهدیدی دائمی هم برای جامعه محسوب می شود و هم برای خانواده خبر...

این روزها اهالی وادی خبر از خبرنگار تا عکاس خبری حال و روز خوشی ندارند و مدتهاست با رویای حداقل هایی همچون بیمه و امنیت شغلی از این آفیش به آفیش دیگر رفته و لحظات را ثبت می کنند...
سرمایه ای که در پس غلفت دیر نخواهد بود که طعمه حوادث گردد و همچون کشتی صدمه دیده غرق دریای بی تفاوتی شود در صورتی که با اندکی توجه و مدیریت هوشمندانه میتواند تبدیل به سکویی برای اوج یک کشور و ملت گردد.

خبرنگاری و حال خوشی که در این حوالی نیست...

محمدرسول محمدپور

در جهان امروز که به عصر تکنولوژی شهره گردیده است و فن آوری های نوین در بالاترین سطح کاربردی خود قرار دارند و به اصطلاح آدمی با انجام یک کلیک امکان پرتاب موشک به خارج از مدار زمین را یافته شاهد این هستیم که کشورهای توسعه یافته با نگاهی جامع و با همه ظرفیت در زمینه تربیت و حفظ مدیران جوان کوشا می باشند و همگان به خوبی درک کرده اند که نیروی انسانی مجرب و مدیران توانمند بازوی محرک پیشرفت محسوب می گردند و هر نوع هزینه را در این حوزه با نگاه سرمایه گذاری انجام میدهند.

 

گیل ندا،  اشاره به این موضوع جای تاسف است که در کشور ایران با وجود استقرار یک نظام اسلامی و انقلابی به هر دلیلی هنوز این نگاه حمایتی وجود ندارد و بستر سازی برای جوانان جهت ورود به عرصه های مدیریتی و حتی حفظ و حمایت از مدیران جوان به حلقه مفقوده تربیت مدیر در چرخه مدیریت کشور تبدیل گردیده است و این در حالیست که در علم مدیریت یکی از شروط لازم برای موفقیت یک مدیر ایجاد حاشیه امن حول وی و حوزه عملکردی او میباشد.

یکی از مشکلات موجود در کشور و به تبع آن در استان گیلان ایراد هجمه های متعدد و مختلف به مدیران علی الخصوص مدیران جوان میباشد.
فضاسازی و هجمه هایی که اغلب با نیت باج خواهی و ایجاد فشار حیثیت و آبرو و اعتقادات افراد را هدف و آماج حملاتی قرار میدهد که کمترین عواقب آن ایجاد خلل در فعالیت یومیه این مدیران میباشد.

نکته قابل توجه در این بین این است که قالبا این مدیران موفق در حوزه کاری خود هستند که به نوعی طعمه قرار گرفته و سیبل حملات قرار می گیرند و تخریب آنها بیش از اینکه به ایراد لطمه فردی منجر شود حوزه عملکرد این مدیران را مورد خسران قرار خواهد داد.!

گیلان از مدتها پیش و به دلایلی خاص محل جولان برخی از رسانه ها گردیده که امروز و پس از گذشت مدتی از فعالیت های آنها نیت شوم و دیدگاه معاند نظام آنها بر همگان روشن گردیده و مواضع ضد انقلاب و نظام آنها امری مشهود میباشد.
فارغ از پرداختن به دلایل فعالیت این رسانه نماها موضوع قابل تاسف، دستاویز کردن برخی از مطالب کذب این معاندین نظان آنها توسط برخی ها و انتشار آن با اهدافی خاص است که باید سیستم های نظارتی به آن توجه ویژه داشته باشند.

در ماههای اخیر یکی از حوزه های مورد توجه این رسانه نماها در استان گیلان حوزه ورزش و جوانان و مدیران جوان، موفق و خوش سابقه این حوزه خطیر است.
آری معاندین و دشمنان نظام جمهوری اسلامی به خوبی پشتوانه اصلی این انقلاب را رصد کرده و قصد وارد کردن ضربه بر پیکره و نقاط حساس این نظام را دارند و در این بین از یک سو وظیفه رسانه های داخلی و به خصوص رسانه های محلی که اشرافی قابل قبول در این حوزه دارند حمایت همه جانبه از مدیران موفق بومی در برابر لجن پراکنی برخی افراد وطن فروش میباشد و از سوی دیگر انتظار فرزندان این خاک ورود و مقابله مقتضی نهادهای نظارتی به خصوص یاران گمنام امام زمان(عج) در وزارت اطلاعات به موضوع و برخورد با آمرین، عاملین و افرادی که از فضای موجود قصد سو استفاده را دارند میباشد تا فضا برای ارایه خدمت جوانان مهیا گردد.

بررسی فعالیت مذبوحانه این رسانه ها نشان میدهد که شناسایی دقیقی از حوزه های موفق مدیریت ورزش استان از سوی این افراد صورت گرفته و نوک پیکان بیشترین حملات بعد از مقام معظم رهبری و کارگزاران ارشد نظام در استان متوجه هیئت های ورزشی موفق میگردد.

هدف گذاری این معاندین روی مدیران و نخبگان جوان استان خبر از دسیسه ای از پیش طراحی شده و هدفمند از سوی ضد انقلاب میدهد که باید همه دلسوزان نظام با وحدت رویه در برابر این توطئه ایستادگی کنند.

محمدرسول محمدپور

درباره ی ما

پایگاه خبری گیل ندا، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه گیل ندا عضو شوید.