K2 Listing

K2 Listing

تا این دولت با این سیاست‌های ضد فرهنگی بر سر کار است هیچ امیدی هم به اصلاح شرایط نخواهیم داشت و هیچ روزنه امیدی جهت بهبود شرایط هم متصور نیست.
 
 
گیل ندا، کیهان در گفتگو با "امیرحسین جوانشیر، منتقد سینما" نوشت:
 
حواشی «رامبد جوان» و همسرش نتیجه سیاست‌های ضدفرهنگی و لیبرالی دولت است.

امیرحسین جوانشیر، منتقد سینما به خبرنگار کیهان گفت: خبر تاسف‌بار و نگران‌کننده کشف حجاب مدیر اجرایی جشنواره جهانی فیلم فجر که برای تولد فرزندش به کشور کانادا به همراه همسرش «رامبد جوان» که از معروف‌ترین مجری‌ها و بازیگران صدا و سیما و سینماست مورد توجه جدی مخاطبان عمومی قرار گرفت و اظهار نظرهای گوناگونی در محکومیت و تقبیح این به ظاهر سلبریتی‌ها و چهره‌هایی که به ناحق رسانه ملی و سینما را مدت‌هاست که تسخیر کرده‌اند واقع شد و لزوم پاکسازی و پالایش سریع ارگان‌های فرهنگی را از لوث وجود عناصر معلوم‌الحال و بی‌اعتقاد بیشتر نمایان ساخت.
 
وی افزود: البته این کاملا طبیعی و عادی است که وقتی فضای مدیریتی کشور روز به روز به سوی کم‌رنگ کردن حضور نیروهای ارزشی و انقلابی و معتقد پیش می‌رود نتیجه‌ای جز حضور افرادی از این دست در فضای رسانه ملی یا سینما نخواهیم بود و تا این دولت با این سیاست‌های ضد فرهنگی بر سر کار است هیچ امیدی هم به اصلاح شرایط نخواهیم داشت و هیچ روزنه امیدی جهت بهبود شرایط هم متصور نیست.

این فعال فرهنگی ادامه داد: متاسفانه در چند وقت اخیر شاهد موج بی‌سابقه‌ای از کشف حجاب‌ها و تابوشکنی‌های هنجارشکنانه‌ای از اصحاب فرهنگ و هنر بودیم که زاییده مدیریت مدیران فعلی دولت و تفکرات لیبرالی و به اصطلاح شبه روشنفکری آنهاست که هیچ برنامه مدون و اولویتی هم در امور فرهنگی ندارند به گونه‌ای که انگار کلا فضای فرهنگی و هنری جامعه را رها کردند.
 
جوانشیر در پایان تأکید کرد: لزوم برخورد فوری و عاجل دستگاه‌های نظارتی و ذیصلاح با چهره‌های سرشناسی که عملکردشان ضربه به اعتماد عمومی و نظام اسلامی و آرمان‌های انقلاب اسلامی‌مان می‌زند امروز بیش از همیشه احساس می‌شود و اگر سرسری و عادی از این مسائل عبور کنیم چندی نخواهد گذشت که دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.
روزنامه کیهان نیز بالاخره به مسافرت رامبد جوان و همسرش نگار جواهریان به کانادا پرداخت و "کشف حجاب" او را به عنوان "مدیر اجرایی جشنواره جهانی فیلم فجر" تقبیح کرد و  خواهان اخراج سریع وی از  صدا و سیما شد.

مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد با اشاره به برگزاری ٨٢ جشنواره نمایشی در سطح کشور، گفت: تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان یکی از ۱۰ جشنواره برتر نمایشی کشور است.

 

گیل ندا،  شهرام کرمی در جلسه شورای سیاستگذاری دهمین جشنواره تئاتر خیابانیشهروند لاهیجان که در عمارت باغ ملی این شهر برگزار شد، گفت: در سال‌های اخیر، فعالیت‌هایفرهنگی و هنری به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از فعالیت‌های شهرداری‌ها به حساب می‌آید.

وی با بیان اینکه در حال حاضر ٨٢ جشنواره نمایشی در سطح کشور برگزار می‌شود، اظهار کرد: جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان به‌عنوان یکی از ١٠ جشنواره برتر نمایشی کشور شناخته می‌شود.

مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد در ادامه با اشاره به اینکه برگزاری مطلوب این جشنواره یکی از دغدغه‌های ما است، ادامه داد: بین‌المللی شدن جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان یک ضرورت است و این ظرفیت در جشنواره وجود دارد.

کرمی با اعلام آمادگی برای حمایت از برگزاری جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان به صورت بین‌المللی، افزود: امیدواریم این امکان به ویژه در حوزه حاشیه دریای خزر برای امسال فراهم شود.

وی با بیان اینکه برای دهمین سال برگزاری جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان باید برنامه‌های خاصی در نظر گرفته شود، گفت: برگزیده‌های این جشنواره برای حضور در جشنواره بین‌المللی تئاتر خیابانی مریوان معرفی خواهند شد.

علی‌اکبر قاضی‌زاده، روزنامه‌نگار پیشکسوت معتقد است که اگر جریان روزنامه‌های دوران اصلاحات ادامه پیدا می‌کرد، شاید ما دیگر شاهد اتفاق‌های دهه‌های ۸۰ و ۹۰ و رقم‌های بزرگ اختلاس و خیانت در امانت مردم نمی‌بودیم.

 

گیل ندا، مراسم افتتاحیه فیلم "میدان جوانان سابق" به کارگردانی مینا اکبری عصر امروز (شنبه ۱۸ خرداد) با تقدیر از علی‌اکبر قاضی‌زاده (روزنامه‌نگار پیشکسوت) در موزه سینما برگزار شد.

بهمن فرمان‌آراء، لیلی گلستان، احمد مسجدجامعی، عمادالدین باقی، علی شکوری‌راد، شقایق فرهانی، سیروس علی‌نژاد، گلی امامی و سهیلا گلستانی از جمله حاضران در این مراسم بودند.

مینا اکبری، کارگردان مستند "میدان جوانان سابق" با موضوع روزنامه‌نگاران دوره اصلاحات، در سخنانی اظهار کرد: هنوز باورم نمی‌شود که این فیلم اکران شده است و روی پرده می‌رود. این فیلم، بسیار سخت بود. زمانی که قرار بود تولید شود، هیچ‌کسی حاضر نمی‌شد تهیه‌کننده این فیلم باشد و این ریسک را بپذیرد. ممنونم از احسان رسولف که خودش پیشنهاد داد برای این فیلم سرمایه‌گذاری کند. خوشحالم که این فیلم را ساختم و توانستم روایت شخصی خودم را از یک دوره تاریخی مطبوعات ایران ثبت کنم.

او که خود تجربه سال‌ها روزنامه‌نگاری را در کارنامه حرفه‌ای خود دارد، یادآور شد: تاریخ را کسانی می‌نویسند که در صدر قدرت هستند، اما گذشته گاهی در صندوق‌خانه‌ها و آلبوم‌ها وجود دارد. این فیلم هم روایت شخصی من است و دوست دارم روایت‌های شخصی شما را هم بشنوم.

اکبری در ادامه از عوامل فیلم "میدان جوانان سابق" درخواست کرد که به روی صحنه بیایند تا از علی‌اکبر قاضی‌زاده تقدیر کنند.

قاضی‌زاده که به‌تازگی بازنشسته شده است، از جمله روزنامه‌نگارانی است که در قاب تصویر روزنامه‌نگاران دوره اصلاحات حضور دارد.

سیروس علی‌نژاد، روزنامه‌نگار پیشکسوت نیز که برای تقدیر از قاضی‌زاده روی صحنه آمده بود، در پاسخ به این جمله مجری که علی‌اکبر قاضی‌زاده تنها کسی است از جمعیت این عکس که توانسته به کار خود ادامه دهد و به دوران بازنشستگی برسد، گفت: روزنامه‌نویس هیچ‌وقت بازنشستگی ندارد و تا زمانی که نفس می‌کشد کارش را ادامه می‌دهد. من افتخار می‌کنم که در این مراسم از آقای قاضی‌زاده برای یک عمر زحمت مطبوعاتی تشکر می‌کنم.

او قاضی‌زاده را روزنامه‌نویس و مدرسی درجه یک برشمرد و یادآور شد: تجلیل از آقای قاضی‌زاده تجلیل از استادانی است که ما با هم داشتیم و امیدواریم نسل بعدی که زیر دست قاضی‌زاده بزرگ شده‌اند، همانند خود او بزرگ و شریف باشند.

قاضی‌زاده نیز در سخنانی اظهار کرد: ربع قرن پیش ما سعی کردیم سبکی را در روزنامه‌نگاری آغاز کنیم که حاصل آن آگاهی بیشتر مردم باشد. در آن شرایط و از آن گروه پنج روزنامه منتشر شد. ما خوشحال بودیم که گفتمان ما با مردم صادقانه است. روزنامه‌هایی که معروف به روزنامه‌های دوم خردادی شدند که عواقب آن را هم چشیدیم.

او گفت: دلم می‌خواهد امروز از کسانی در این تصویر یاد کنم که دیگر در میان ما نیستند. خانم گرگی، خانم کریمی‌مجد، آقای علیرضا فرهمند، حسین قندی و احمدرضا دالوند.

این روزنامه‌نگار پیشکسوت اظهار کرد: فکر می‌کنم اگر جریان روزنامه‌های آن زمان با آن سلیقه ادامه پیدا می‌کرد، شاید ما دیگر شاهد اتفاق‌های دهه‌های ۸۰ و ۹۰ و رقم‌های بزرگ اختلاس و خیانت در امانت مردم نمی‌بودیم. اگر ما می‌توانستیم مردم را بیشتر آگاه کنیم، شاید جلوی خیلی از حوادث دهه‌های بعد گرفته می‌شد.

نخستین جلد از کتاب «هدهد سفید» وی‍ژه نوجوانان بر اساس نیاز به ترویج و تبلیغ کتاب و کتابخوانی با زبان و ادبیات مناسب این گروه سنّی، از سوی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و زیر نظر فریدون عموزاده خلیلی، منتشر شد.

گیل ندا، جلد اول از کتاب «هدهد سفید» که به ارائه مطالبی در پانزده بخش مجزا برای آشنایی نوجوانان با کتاب و کتابخانه اختصاص دارد، به همت نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور منتشر و در کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور توزیع می‌شود.

در متن کوتاهی که به منظور معرفی «هدهد سفید» در پشت جلد این کتاب آمده می‌خوانیم: «هدهد سفید یک پرنده نیست. هدهد سفید همان مرغی نیست که نامه سلیمان را برای ملکه سرزمین سبا برد. هدهد سفید از امروز نام کتابی است درباره کتاب و کتابخانه‌ها… که خیلی دلش می‌خواهد همان پرنده سلیمان باشد که حامل نامه‌هاست، حامل نامه‌های شما برای نویسندگان و کتاب‌ها، حامل نامه‌های نویسنده‌ها برای شما… که دلش می‌خواهد همان پرنده راهنمای پرندگان به سوی سیمرغ باشد. و چرا فکر نکنیم که سیمرغ همان «کتابخانه» است؟»

در جلد اول از کتاب «هدهد سفید» پس از مقدمه‌ای با عنوان «پایه سفر هستید؟»، بخشی با عنوان «نویسنده‌ها از انقلاب می‌گویند» با مطالبی از حسین فتاحی، حسن اسدی، محمد میرکیانی، مصطفی خرامان و شعری از حسین طولایی ارائه شده است.

همچنین «دختر کلوچه‌های نخودی؛ داستانی از فرهاد حسن‌زاده»، «از نگاه بچه‌ها: کتابخانه‌های ۱۴۴۴ چه شکلی‌اند؟»، «قصه‌هایی از ترکمن صحرا، سرزمین اسب و افسانه»، «یک روز با اتوبوس سحرآمیز، کتابخانه سیار پاکدشت»، «کارآگاه کتابخانه، مأمور ۱۷۲»، «از نگاه بچه‌ها: راهنمای کتابخانه درمانی»، «نامه؛ نمایشی برای اجرا در کتابخانه‌ها»، «۱۰۱ درس محرمانه برای نویسنده شدن»، «چی بخونیم؟ پیشنهاد هدهد و بچه‌ها»، یک داستان کتابخانه‌ای از آن‌ور آب»، «برسد به دست نویسنده محبوب من»، «خاطرات کتابدار» و «کمیک استریپ: شهریار و طلسم کتاب سیاه» از دیگر بخش‌های این کتاب است.

لازم به ذکر است که جایزه بزرگ خوانندگان کودک و نوجوان کتابخوان ایران با عنوان «نشان هدهد سفید» نیز از سوی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با هدف با هدف تقویت جریان تألیف و حمایت از آثار ایرانی به ویژه کودکان و نوجوانان و تشویق پدیدآورندگان و مولفان و همچنین معرفی کتاب‌های تألیفی برگزیده در کتابخانه‌های عمومی کشور، برگزار شده که تا کنون با انجام داوری ها و تشکیل اولین جلسه شورای نظارت بر داوری به کار خود ادامه می‌دهد.

 «اکثر افرادی که در حال حاضر در دنیا کار ساخت سردیس را انجام می‌دهند، افراد ماهری هستند که هم آموزش آکادمیک دیده‌اند و هم تجربه‌ی زیادی دارند. ولی ما شاهد هستیم خیلی از سفارش‌های ساخت سردیس و مجسمه برای مشاهیر در کشورهایی که هنوز مسائل هنری آنها سازمان یافته نیست به دست کسانی می‌افتد که نه آموزش آکادمیک دیده‌اند و نه ویژگی‌های چهره افراد را در قشرهای مختلف به خوبی درک کرده‌اند. بنابراین می‌بینیم که چهره شخصیت‌ها نامناسب از کار در می‌آید.»

گیل ندا،  این‌ها بخشی از جملات کامبیز صبری، مجسمه‌ساز است که در پاسخ به پرسش ایسنا درباره دلایل ساخت سردیس‌های بدساخت مطرح می‌شود.

در مصاحبه‌های پیشین با برخی از مجسمه‌سازان و سازندگان سردیس، این پرسش مطرح شد که عمده دلیل این امر وقت کمی عنوان شد که در اختیار مجسمه‌سازان قرار می‌گیرد؛ چراکه سفارش دهندگان پروژه‌های شهری نهادهای دولتی هستند و به خاطر نداشتن نگاه کارشناسی زمان کافی به مجسمه‌ساز نمی‌دهند. در نتیجه کار خوبی ارائه نمی‌شود ولی بهتر است در این شرایط خود سازنده سردیس، کار را قبول نکند تا در نهایت مورد قضاوت منفی قرار نگیرد.

کامبیز صبری، مجسمه‌ساز ادامه می‌دهد: به دلیل اینکه هنوز در کشور ما سازماندهی اصولی و برنامه‌ریزی دقیق در ساخت پروژه‌های شهری شکل نگرفته است، در نهایت نیز فجایعی که می‌بینیم اتفاق می‌افتد. چراکه مثلاً در شهرداری چنین پروژه‌ای به فردی سپرده می‌شود و برای آن بودجه در نظر گرفته می‌شود. ولی در نهایت ساخت آن به هر کس که دلشان بخواهد سپرده می‌شود.

او گفت که نمی‌خواهد اغراق کند و از کلمه فاجعه برای اتفاقاتی از قبیل ساخت سردیس بد شکل استفاده کند ولی حقیقت این است که واقعاً فاجعه است؛ زیرا مثلاً بچه‌های ما آن کار را می‌بینند، از آن تأثیر می‌پذیرند و با آن بزرگ می‌شوند. چنین کارهایی ذهنیت آنها را خراب می‌کند به همین دلیل یک نوع فاجعه فرهنگی است.

این هنرمند در ادامه گفت: باید به سمتی برویم که ساخت چنین آثاری را کنترل کنیم تا پیش از نمایش از فیلتر صاحب‌نظران ساخت پروژه‌های شهرسازی رد شوند. زمانی که یک سازمان خصوصی قصد ساخت یک پروژه هنری شهری را دارد تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که آن را در معابر عمومی قرار ندهیم. وگرنه اگر یک نفر بخواهد اثری را با هر کیفیتی در باغ یا حیاط خانه خود قرار دهد ما نمی‌توانیم جلوی آن را بگیریم.

صبری همچنین درباره تاریخ ساخت سردیس در دنیا بیان کرد: ساخت سردیس کاری تخصصی است که از دوران ابتدای تاریخ و یا حتی پیش از تاریخ به صورت پریمیتیو وجود داشته و خیلی سمبلیک بوده است. در آن زمان بحث شباهت سازی خیلی مطرح نبوده است. ولی در دوران تاریخی شباهت سازی مطرح می‌شود و می‌توان ساخت سردیس را از منطقه بین‌النهرین تا ایلامیان، ایران تا مصر باستان، یونان و روم باستان نیز مشاهده کرد. ساخت سردیس در منطقه اسلامی از بدو شروع اسلام مقداری کم شده ولی در مسیحیت همچنان به مسیر خود ادامه داده است و برای ساخت چهره‌های سرداران، فرماندهان و بزرگان مذهبی استفاده شده است.

او ادامه داد: در قرون پس از رنسانس برای شخصیت‌های ادبی و قهرمانان نیز سردیس ساخته شد. در دوران کنونی بیشتر سردیس‌ها برای فاتحان بزرگ نظامی، تأثیرگذاران بزرگ بر سرنوشت ملت‌ها و جغرافیای کشورها و یا شخصیت‌های علمی و هنری، ساخته می‌شود.

این مجسمه ساز بیان کرد که برای ساخت سردیس دو تخصص از جمله شناختن جمجمه و زیرساخت‌های استخوانی فردی و همچنین کاراکترسازی و شخصیت پردازی حائز اهمیت است.

او در این راستا افزود: زمانی که یک مجسمه‌ساز می‌خواهد سردیس بسازد باید مهارت‌های ساخت و ساز سطحی را داشته باشد. به عنوان مثال بتواند چین و چروک‌ها، فرم اعضای صورت از جمله بینی، چشم، لب و فک را به درستی تصویرسازی کند. یعنی باید ترکیبی از زیر ساخت و رو ساخت را کسب کرده باشد و تناسبات را هم بداند. همچنین باید بداند که کارش در چه ارتفاع و مقیاسی به خوبی دیده می‌شود؟ آیا باید روی پایه قرار گیرد یا نه؟

صبری اظهار کرد که مجسمه‌ساز در بخش دوم باید بتواند به خوبی چهره یک شخصیت ادبی یا نظامی را به تصویر بکشد.

او توضیح داد: افراد با توجه به نوع حوزه فعالیت خود دارای ویژگی‌های خاصی در چهره خواهند شد و رفتارهای خاصی نیز خواهند داشت که در چهره آنها به چشم می‌خورد. مثلاً نوع نگاه یک فرد نظامی و یا لبخند زدن او با یک دانشمند متفاوت است و مجسمه‌ساز باید از این امر آگاه باشد.

این هنرمند با بیان اینکه لزوماً طبیعت سازی یک شخصیت احتیاجی نیست، ادامه داد: به عنوان نمونه وقتی که ما از یک شاعر بزرگ مثل سعدی صحبت می‌کنیم تقریباً کسی چهره واقعی او را ندیده است. به همین دلیل چون تصویری از سعدی نداریم باید با استفاده از داستان‌ها، حکایت‌ها، احادیث، نقل قول‌ها و کاراکتر سازی چهره او را در قالب نقاشی یا مجسمه در آوریم. درواقع باید دید از لحاظ تاریخی در آن زمان چگونه لباس می‌پوشیده‌اند یا ریش و موهایشان در آن تاریخ چه فرمی داشته است.

صبری در پایان درباره سازندگان موفق سردیس در ایران گفت: در حال حاضر در ایران تعدادی پیشکسوت و جوان در کار ساخت سردیس داریم که بسیار خوب وارد این حوزه شده‌اند. بهترین سردیس سازان ما آقای علی‌اکبر صنعتی، ابوالحسن صدیقی، غلامرضا رحیم‌زاده ارژنگ و … بودند که بعدها افراد دیگری وارد این حوزه شدند و سردیس‌های فاخری برای کشورمان تولید کردند.

 

مالک اسناد مشروطه گیلان قصد دارد بر اثر بی‌مهری‌ها و بلاتکلیفی‌های پیش آمده از سوی متولیان فرهنگی گیلان و بویژه شورای شهر رشت، تمامی اسناد مربوط به مشروطه گیلان را به موزه تبریز واگذار کند.

 

گیل ندا، مهری شیرمحمدی دوسال پیش راه‌اندازی موزه مشروطه از سوی شورای شهر رشت وعده داده شد، داشتن حداقل اسناد برای پیوستن موزه مشروطه به موزه‌های کشور الزامی است. به دنبال کوتاهی در خرید اسناد، اکنون قرار است اسناد مشروطه گیلان به موزه تبریز واگذار شود.


خانه«حاج مهدی کوزه کنانی»، معروف به ابوالمله، دو سال قبل از انقلاب اسلامی در فهرست بناهای میراثی کشور ثبت و در سال ۱۳۶۷ به عنوان موزه مشروطه تبریز تغییر کاربری یافت. اگرچه تلاش مجاهدان آذربایجان و خاصه تبریز در به ثمر نشستن مشروطه انکارناپذیر است اما به تصریح بسیاری از مورخان، از جمله «ژانت آفاری» اگر مجاهدت مشروطه‌خواهان گیلانی پس از استبداد صغیر و به توپ بستن مجلس نبود، مشروطه برای همیشه شکست می‌خورد. زیرا در حالی که تبریز در محاصره روس‌ها بود، این مجاهدان گیلانی بودند که با فتح قزوین و اردوکشی به سمت پایتخت، توانستند مشروطه‌خواهان بختیاری را نیز با خود همراه کنند. زمانی که مشروطه خواهان بختیاری از سمت ورامین به دروازه تهران رسیدند، بسیاری از مجاهدان گیلانی در روستای «بادامک» در نزدیکی شهر کرج، آماج گلوله و توپ دولتی‌ها قرار گرفته و شهید شدند.


وقتی تهران توسط پایمردی گیلانی‌ها و بختیاری‌ها فتح شد و مجاهدانی همچون میرزا حسین خان کسمایی پرچم استبداد را در بهارستان به زیر کشیدند، ۹ ماه بعد مشروطه‌خواهان تبریزی بدرآمده از محاصره روس‌ها، پایشان به تهران رسید.


مهرماه سال ۹۶ بود که سایت شورای پنجم، خبر تغییر کاربری عمارت «میرزا خلیل رفیع» به عنوان موزه مشروطه را منتشر کرد. عمارتی میراثی متعلق به یکی از مشروطه‌خواهان گیلان که از زمان شورای دوم به عنوان ساختمان اداری شورا استفاده می‌شود.


این طرح دو فوریتی پس از بررسی، در بهمن ماه سال یاد شده تصویب و به شهرداری رشت ابلاغ شد تا مقدمات لازم برای دریافت مجوزهای لازم از اداره کل میراث فرهنگی گیلان فراهم شود.


یک ماه بعد، در ۲۰ اسفند ۹۶ شورای فنی میراث ماسوله – که متشکل از اساتید سازمان میراث فرهنگی کشور است- طرح یاد شده را تصویب کردند. و در همین راستا جلساتی با مدیرکل اسبق میراث فرهنگی گیلان، دکتر حسن طالبیان، معاون میراث فرهنگی کشور و مدیرکل میراث فعلی با رئیس و اعضای شورای شهر رشت برگزار شد تا همکاری‌های متقابل برای راه اندازی موزه مشروطه صورت گیرد.


در همین راستا علیزاده، مدیرکل سابق میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان ۶ شهریور سال گذشته طی مکتوبه‌ای اعلام داشت:« ضمن موافقت با تبدیل خانه میرزا خلیل به موزه مشروطه، راه‌اندازی آن پس از سیر مراحل اداری و موافقت سازمان مرکزی امکان‌پذیر بوده و از آنجایی که اداره کل موزه‌ها مشخصات شرح خدمات مستندات و غیره از استان مطالبه کرده ضروری است نسبت به برگزاری جلسات هماهنگی تخصصی اقدام بعمل آید.» و ریاست شورا نیز طی نامه‌ای از سرپرست شهرداری خواست تا« در اسرع وقت نسبت به اخذ مجوز راه اندازی رسمی خانه با بکارگیری موزه مشروطه زیر نظر شبکه‌های موزه‌های کشور اقدام شده و اقدامات به شورا گزارش شود.»


همزمان قراردادی برای مرمت این عمارت میراثی، منعقد و پیگیری با مدیر موزه‌های گیلان برای اخذ مجوز هم صورت گرفت. نتیجه آن بود که مالک موزه مشروطه یعنی شهرداری رشت، می‌باید اسنادی را شخصا در تملک داشته باشد تا مجوز رسمی از تهران صادر و سالانه ردیف بودجه کشوری برای موزه معین شود. هرچند شهرداری می‌تواند به کمک مجموعه‌داران خصوصی و شهروندانی که اسناد شخصی دارند، به پربارتر شدن موزه مشروطه کمک کند، ولی برای پیوستن به شبکه موزه‌های کشور، داشتن حداقل اسناد ضروری است.


طی دو سال گذشته، دو فقره نمایشگاه اسناد مرتبط با مشروطه گیلان در عمارت میراثی خلیل رفیع بصورت امانی برگزار شد و با باز شدن عمارت اولین شهردار رشت بروی مردم، انتظارات و توقع‌ها برای بازگشایی موزه مشروطه افزایش یافت. انتظاراتی که متاسفانه مدتی است، همانند دیگر شعارهای اعضای شورای شهر، به فراموشی سپرده شده است.


اسفند سال گذشته، برخی از اعضای شورای شهر با یک مجموعه‌دار خصوصی وارد مذاکره شدند تا بخشی از اسناد مشروطه گیلان را از وی خریداری کرده تا در این فرایند بتوانند مجوز رسمی را از شبکه موزه‌های کشور دریافت کنند.

 

جلساتی با حضور نایب رئیس شورا و رئیس کمیسیون فرهنگی شورا و سازمان اسناد و کتابخانه ملی گیلان و مالک اسناد برگزار و اصالت اسناد توسط سازمان اسناد گیلان تایید شد.


حالا پس از این فرایند طولانی، مالک اسناد یاد شده می‌گوید: در اثر بی‌مهری‌ها و بلاتکلیفی‌های پیش‌آمده از سوی متولیان فرهنگی گیلان و بویژه شورای شهر رشت، قصد دارد تمامی اسناد مربوط به مشروطه گیلان را به موزه تبریز واگذار کند.


«حسن اکبری» در گفتگو با شبستان می‌گوید: خریداری و حفظ اسنادی که مجاهدت‌ها و نقش گیلانیان را در پیشبرد مشروطه و بازگشایی مجدد مجلس نشان می‌دهد، در درجه نخست بر عهده متولیان فرهنگی و بویژه سازمان اسناد است. البته در فقدان چنین مسئولیت‌پذیری از سوی نهادهای فرهنگی- که بودجه دولتی دارند- مجموعه‌داران خصوصی نظیر بنده با هزینه شخصی تلاش کردند بخشی از این اسناد را  طی سالیان متمادی خریداری و اجازه ندهند نابود و یا به کشورهای دیگر فروخته شود.


وی، با بیان اینکه با وجود تلاش گیلانیان در به‌ثمر نشستن مشروطه هنوز مرکز دایمی برای نمایش اسناد مشروطه در رشت وجود ندارد، تصریح کرد: سال گذشته شورای شهر رشت با بنده وارد مذاکره شد و قرار شد بخشی از اسناد بنده را برای راه‌اندازی موزه مشروطه خریداری کند و در این راستا جلساتی متعددی برگزار شد و از وعده‌های ارایه شده، بنظر هم می‌رسید نتایج خوبی به‌همراه داشته باشد. ولی هرچه زمان گذشت، بیشتر به این نتیجه رسیدم که شورای شهر رشت نه تنها در راه‌اندازی موزه مشروطه ناتوان است، بلکه عمارت میرزا خلیل نیز به سرنوشت دیگر بناهای میراثی در تملک شهرداری دچار شده و هر روز فرسوده‌تر می‌شود.


وی ادامه داد: متاسفانه متولیان فرهنگی- که بودجه‌های کلان دارند- انتظار دارند مجموعه‌داران شخصی اسنادی را که طی سال‌ها با هزینه شخصی خریداری کرده‌اند، بصورت رایگان در اختیارشان قرار دهند. ضمن اینکه بعید است برای حفاظت و امنیت این اسناد هم فکر اساسی کرده باشند.


اکبری که بر اساس اسنادی که در اختیار دارد، کتابی درباره رجال موثر در مشروطه گیلان را در حال نگارش دارد، می‌گوید: مهم‌ترین هدف من از جمع کردن اسناد مشروطه گیلان و حتی سکه‌های ضرب استان، استفاده‌ علمی و استقبال پژوهشگران از آن آثار برای انجام تحقیق‌های تاریخی است. بنده به دلیل شرایط کاری و حضور در دیگر کشورها متوجه شدم کشورهای همسایه به‌ویژه کشورهای عربی و کشورهایی که قبلا جزو خاک ایران بودند، عطش زیادی برای خرید اسناد و اشیای تاریخی ایران دارند، تا از این راه برای خود تاریخ و هویت بسازند و سودجویان زیادی هم به این پروسه کمک می‌کنند. تلاش امثال بنده که با هزینه شخصی اجازه ندادیم این اسناد از کشور خارج شود، باید مورد توجه نهادهای متولی فرهنگی قرار گیرد و اگر کمک شود، باز هم می‌توانیم این اسناد را شخصا خریداری کنیم. ولی با وضعیت افزایش تورم و سرعت روبه افزایش قاچاق اشیای عتیقه از کشور، دیگر توان مالی برای مجموعه‌داران شخصی باقی نمانده است.


وی ضمن انتقاد از سازمان میراث فرهنگی و سازمان اسناد گیلان، افزود: اگرچه بنده تعدادی از اسناد خود را به سازمان اسناد اهدا کردم ولی با تاسف فراوان باید بگویم نسل‌های آتی، مجبورند برای دیدن اسناد و اشیای تاریخی کشورشان، به  کشورهای قطر، امارات، آذربایجان و امثال آن سفر کنند و سازمان های یاد شده و متولیان فرهنگی هم چشم بر واقعیت بسته‌اند و بازار سیاه اسناد تاریخی داغ است.

این مجموعه‌دار خصوصی، با ابراز تاسف از برخوردهای متناقض شورای شهر رشت در خریداری این اسناد، یادآور شد: با طولانی شدن پروسه اداری از یک سو و عدم پاسخ شفاف به‌منظور خرید و مشکلات مالی که برایم پیش آمده به رغم میل باطنی قصد دارم اسناد مشروطه گیلان را بفروشم.


حسن اکبری خاطرنشان کرد: مدت‌هاست دوستانی از تبریز وارد مذاکره شدند و قصد دارم اسناد شخصی خود را که گویای مجاهدت‌های مردم گیلان در اعاده مشروطه است، به تبریز بفروشم. و از این پس پژوهشگران می‌باید برای تحقیق در نقش گیلانیان در مشروطه به تبریز بروند. تبریزی که در زمان فتح تهران در محاصره روسها بسر می‌برد و  ۹ماه بعد از اعاده مجلس شورای ملی ستارخان و باقر خان به تهران رفتند!

پیکر عبدالرحمان عمادی در رودسر تشییع و به خاک سپرده شد.

 

گیل ندا،   این محقق، شاعر، وکیل و ایران‌پژوه شامگاه چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت در سن ۹۴ سالگی در شهر رودسر گیلان درگذشت و پیکرش روز شنبه ۲۸ اردیبهشت‌ در خاک این شهر آرام گرفت.

عبدالرحمان عمادی بهمن‌ماه ۱۳۰۴ خورشیدی در روستای ای‌نی از روستاهای اشکور گیلان دیده به جهان گشود و پس از تحصیل در مکتبخانه روستا، روانه رودسر و رشت و قزوین شد و تحصیلات متوسطه را در این شهرها گذراند. او در زمان حکومت دکتر مصدق موفق به دریافت لیسانس قضایی از دانشگاه تهران شد.

عمادی هم‌زمان با وکالت، به پژوهش در مباحث ایرانشناسی روی آورد و بخشی از مقالاتش طی نیم قرن گذشته در مجلات معتبر منتشر شده‌اند.

«خوزستان در نامواژه‌های آن»، «لامداد_چند جستار از ایران»، «آسمانکت_چند رسم مردمی»، «حمزه آذرک و هرون‌الرشید در آئینه دو نامه»، «دوازده گل بهاری_نگاهی به ادبیات دیلمی و طبری»، «دماوند یا گباوند»، «چندصد نام دریای خزر»، «دیلمون پارسی یا دیلمون پالوی – دوبیتی‌های دلدادگان روستایی»، «بی‌بیه» و «فره‌گان» ۱۰ عنوان از کتاب‌های منتشرشده عبدالرحمان عمادی پرمکوهی هستند که طی یک دهه گذشته در نشر آموت و نشر گیلکان منتشر شده‌اند.

 

 

 

 

عبدالرحمان عمادی در سن ۹۴ سالگی از دنیا رفت.

گیل ندا، این محقق، شاعر، وکیل و ایران‌پژوهشب چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ در شهر رودسر گیلان درگذشت.
پیکر عمادی روز شنبه ۲۸ اردیبهشت در رودسر تشییع و به خاک سپرده خواهد شد.

عبدالرحمان عمادی بهمن‌ماه ۱۳۰۴ خورشیدی در روستای ای‌نی از روستاهای اشکور گیلان دیده به جهان گشود و پس از تحصیل در مکتبخانه روستا، روانه رودسر و رشت و قزوین شد و تحصیلات متوسطه را در این شهرها گذراند. او در زمان حکومت دکتر مصدق موفق به دریافت لیسانس قضائی از دانشگاه تهران شد.

عمادی هم‌زمان با وکالت، به پژوهش در مباحث ایرانشناسی روی آورد و بخشی از مقالاتش طی نیم قرن گذشته در مجلات معتبر منتشر شده‌اند.

کتاب‌های «خوزستان در نامواژه‌های آن»، «لامداد_چند جستار از ایران»، «آسمانکت_چند رسم مردمی»، «حمزهآذرک و هرون‌الرشید در آئینه دو نامه»، «دوازده گل بهاری_نگاهی به ادبیات دیلمی و طبری»، «دماوند یا گباوند»، «چندصد نام دریای خزر»، «دیلمون پارسی یا دیلمون پالوی – دوبیتی‌های دلدادگان روستایی»، «بی‌بیه» و «فره‌گان» ۱۰ عنوان از کتاب‌های منتشرشده عبدالرحمان عمادی پرمکوهی هستند که طی یک دهه گذشته در نشرآموت و نشر گیلکان منتشر شده‌اند.

صفحه1 از20

درباره ی ما

پایگاه خبری گیل ندا، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه گیل ندا عضو شوید.