K2 Listing

K2 Listing

وزیر علوم با تاکید بر اینکه خبر جدیدی از آخرین وضعیت دانشمند بازداشتی ایرانی در زندان آمریکا نداریم، گفت: همچنان پیگیری‌های خود را از طریق وزارت امور خارجه دنبال می‌کنیم.

 

گیل ندا، دکتر منصور غلامی  ضمن بیان این مطلب، به آخرین وضعیت دانشمند زندانی ایران در آمریکا اشاره و اظهار کرد: ما برای پیگیری این موضوع با وزارت امور خارجه رایزنی کردیم و قرار بر این شد که این وزارتخانه وضعیت این دانشمند ایرانی را از طریق مسیرهای دیپلماتیک پیگیری کند تا هر چه سریع‌تر مشکل برطرف شود.

وی در ادامه تصریح کرد: متأسفانه تا کنون هیچکدام از دادگاه‌های دکتر مسعود سلیمانی در آمریکا برگزار نشده است و ظاهراً این موضوع تعمدی به تعویق انداخته می‌شود و متأسفانه زمان دقیق دادرسی وی مشخص نشده است، امیدوار هستیم هر چه سریع‌تر وضعیت این استاد روشن‌تر و آزاد شوند.

وزیر علوم همچنین در خصوص وضعیت سلامت جسمی و روحی دکتر مسعود سلیمانی نیز گفت: مشکلی در خصوص سلامت جسمانی این دانشمند به من گزارش نشده است، البته ممکن است به لحاظ شرایطی که برای او به وجود آمده است، از نظر روحی با مشکل مواجه شود و ما امیدوار هستیم هر چه زودتر مشکل او از طریق وزارت امور خارجه رفع شود.

دکتر غلامی گفت: دولت آمریکا به عمد اساتید برجسته و نخبگان علمی ایران را دستگیر می‌کند و به نظر نمی‌رسد این موضوع بدون برنامه‌ریزی و اتفاقی رخ داده باشد.

محمدعطریانفر می‌گوید: بزرگترین خطای استراتژیک نجفی، پذیرش مسئولیت شهرداری بود و این اتفاق با اصرار اعضای حزب اتحاد ملت رخ داد.

 

گیل ندا،  محمدعلی نجفی تا چندی پیش از اعضای اصلی حزب کارگزاران سازندگی بود، شاید به همین خاطر پس از ماجرای قتل میترا استاد همسر دوم نجفی، انتظار این بود که حزب کارگزاران بیش از احزاب اصلاح‌طلب دیگر حامی نجفی باشد و از وی دفاع کند. اما در میانه سکوت اعضای شورای شهر تهران، غلامحسین کرباسچی اولین نفری بود که با انتشار یک توئیت واکنش‌ها را نسبت به تراژدی اتفاق افتاده برای نجفی آغاز کرد.

کرباسچی در توئیتر خود نوشت: «ماهیت تاسفبار حادثه قتل میترا استاد هر چه باشد نمیتوان مسئولیت کسانی را که دو سال قبل علیرغم اصرار و تذکر برخی دلسوزان و مراکز مسئول، این چاه ویل را برای اصلاحات و نجفی حفر کردند، نادیده گرفت». انتشار این توئیت و پس از آن گفتگوهای غلامحسین کرباسچی و حسین مرعشی با واکنش برخی از اصلاح‌طلبان روبرو شد تا جایی‌که محسن میردامادی در واکنش برخی گفته‌های کرباسچی از او انتقاد کرد در یادداشتی نوشت: شادمانه به نجفی که زمین خورده لگد می‌زنی.

اما محمد عطریانفر از اعضای حزب کارگزاران که در کافه خبر خبرآنلاین حضور پیدا کرده بود در بخشی از گفتگوی خود تاکید داشت«توئیت کرباسچی از سر مظلومیت و دفاع از نجفی بوده و اشاره کرده که کسانی هم که اصرار بر حضور ایشان در آن موقعیت داشتند، باید پاسخگوی مصیبت‌ وارده باشند.»

او هم‌چنین نجفی را نیروی شایسته جریان اصلاحات می‌داند و می‌گوید: «اگر این خطر بزرگ از سر نجفی بگذرد، انشالله پس از این هم نیروی اصلاح‌طلبان خواهد بود.»

بخشی از گفتگوی خبرآنلاین با محمد عطریانفر درباره پرونده محمدعلی نجفی را در ادامه می‌خوانید. عطریانفر در گفتگو با ما درباره وضعیت اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس یازدهم و برنامه‌های این جناح برای حضور موثر در انتخابات نکاتی را بیان کرده که در روزهای آینده منتشر خواهد شد.

* آقای عطریانفر! با وجود این که آقای نجفی یکی از اعضای سابق کارگزارن بوده اما به نظر می رسد حزب رفتار خوبی نسبت به قضایای پیش آمده نداشت. آقای کرباسچی و آقای مرعشی هر کدام مواضعی گرفتند که با واکنش‌های زیادی روبرو شد و ...

- آن چه آقایان کرباسچی و مرعشی گفتند، با آن چه من نگفتم یکی است! نگاه و تحلیل کارگزاران نسبت به داستان شهرداری روشن است.

* این که نباید اقای نجفی شهردار می‌شد؟

- نه این بحث مطرح نیست. آقای نجفی جزو نیروهای بسیار شایسته ما بوده و اگر این خطر بزرگ از سرش بگذرد، انشالله پس از این هم خواهد بود. اینکه در ارزیابی صلاحیت‌های فردی به جمع‌بندی برسیم، کفایت نمی‌کند. باید بینیم که این صلاحیت‌ها در جای دیگر جواب می‌دهد یا نه.

بزرگترین خطای استراتژیک نجفی پذیرش مسئولیت شهرداری بود

تجربه‌های نجفی همه‌جا از جمله وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش -که به سختی افراد در آن سر سالم بیرون می‌برند - و در سازمان برنامه و بودجه موفق بوده و انسانی با شخصیت و صاحب‌نظر است. علی‌القاعده این آدم در موقعیت شهرداری هم می‌توانست موفق باشد. اما برای این جایگاه بستر لازم فراهم نبود و هر چقدر هم او زور می‌زد در آن جایگاه نمی‌توانست موفق باشد. 

درست مثل این است که یک پیچ و مهره‌ای که با هم تناسب ندارند، بخواهید با فشار در هم بپیچانید. وقتی این پیچ و مهره با هم سنخیت نداشته باشند، بکار هم نمی‌آیند. شاید بزرگترین خطای استراتژیک نجفی، پذیرش مسئولیت شهرداری بود. چرا که قبلا هم به ایشان گفته بودند که نمی‌گذارند در این‌جا ماندگار شوید.

برخی نهادها با ایشان به دلایلی موافق نبودند. باید واقع‌بین باشیم، وقتی نیروی باارزشی داریم، نباید فرصت‌سوزی کنیم. این فرصت‌سوی از طرف خود آقای نجفی و دوستان حزب اتحاد ملت و مشارکت رخ داد و از طرف ما نبود. وگرنه چه کسی محق‌تر از کارگزاران برای حمایت از نجفی؟

توئیت کرباسچی از سر مظلومیت و دفاع از نجفی بود

در سیاست نمی‌توان واقع‌بین نبود و آرمانی فکر کرد، هر کار هم کنی نمی‌توانی از یک دیوار راست بالا بروی؛ در این رابطه هم فکر می‌کنم تفاوت‌نظری بین کارگزارن نبود؛ کرباسچی توییتی در حد ۲۰ کلمه از سر مظلومیت و دفاع از نجفی نوشت و اشاره کرده که کسانی هم که اصرار بر حضور ایشان در آن موقعیت داشتند، باید پاسخگوی مصیبت‌ وارده باشند. این با هیچ قضاوتی مغایر نیست. بالاخره اگر برخی از دوستان مصر نمی‌شدند که نجفی آن موقعیت را عهده‌دار شود، این اتفاقات هم نمی‌افتاد. چه حاصلی از این داستان به دست آمد؟ یکی این که این نیرویی باارزش و کارآمد را عملا بی‌خاصیت کردیم. دوم، مظلومیتی برای یک خانواده دیگر رخ داد. سوم هم این که روابط داخلی یک خانواده مخدوش شد؛ این‌ها تبعات نوعی مقاوت‌های بی‌جا است.

نجفی کل راه های ارتباطی اش با ما را بسته بود

* کارگزاران نمی‌توانست به نحوی از نجفی پشتیبانی کند و او را از این شرایط بیرون بکشد؟

- همه در این زمینه فعال و درگیر بودیم. متاسفانه نجفی کل راه‌های ارتباطی‌اش با ما را بسته بود.

* حتی در زمانی که شهردار بودند؟

بله ما فقط در حد یکی دو بار توانستیم با او صحبت کنیم. من که با نجفی رابطه نزدیکی داشتم هم نتوانستم به ایشان مشورتی بدهم. چون هیچ رغبت و واکنشی نشان نمی‌داد.

* آقای مرعشی گفتند که خانم میترا استاد این ارتباط را محدود کرده بود.

- در آن نقطه بله. ایشان تحت کنترل شدید رابطه‌ای نامانوس قرار گرفته بود. افراد باید رابطه کاری‌شان را از زندگی شخصی جدا کنند و این چیزی بود که متاسفانه به نجفی آسیب زد.

قبول ندارم که نفوذ غیراخلاقی در زندگی نجفی صورت گرفته باشد

* آقای رفیق‌دوست که زمانی در دولت رابطه نزدیکی با آقای نجفی داشتند، می گویند نجفی گرفتار یک توطئه شده است، او شخصیتی نداشته که وارد چنین مسئله‌ای بشود. توطئه‌ای چیده شده که ایشان وسط آن گیر کرده بود. شما پرستو بودن میترا استاد را تا چه انداره قبول دارید؟

- آقای رفیق‌دوست منصف است و در این زمینه اظهار نظر درستی داشته است. نه تنها ایشان بلکه هرکدام از دولتی‌های چپ یا راست، اگر از نزدیک نجفی را می‌شناخت، تعبیراتشان از آقای رفیق‌دوست اگر بیشتر نبود، کمتر نبود. اما این که بگوییم که نفوذی ضداخلاقی در زندگی ایشان صورت گرفته و بالافاصله پرونده را ببندیم را قبول ندارم. این با واقعیت منطبق نیست و من چنین باوری ندارم. ممکن است در حکومت‌های غیراعتقادی، جریان حاکم برای ضربه زدن به جریان رقیب، دست به نفوذ این چنینی بزند تا آینده آن جریان را تیره کند، اما من این را در نظام جمهوری اسلامی باور ندارم. ممکن است یکی دو تخلف صورت گرفته باشد اما این را نمی‌توان به کل نظام تعمیم داد. اگراین طور باشد که خیلی مصیبت داریم.

اگر پایه درخت از خود صیانت کند، پرستو روی شاخه نمی نشیند

البته برخی هم این نفوذ را از سوی دستگاه های حاکمیتی و اطلاعاتی نمی دانند، مثلا عده ای می‌گویند نجفی که در شهرداری بود، فساد عده‌ای را رو کرد. شاید آدم‌های نزدیک به آن جریان این کار را کرده باشند و لزوما به نظام ربطش نمی‌دهند.

پس باز هم فردی محسوب می‌شود. من این را هم رد می‌کنم و نمی‌پذیرم. برخورد با فساد در شهرداری بیش از آن که مدیون نجفی باشد، مدیون نهادهای رسمی حاکمیت است. حداکثر اقدامی که در آن مقطع صورت گرفت این بود که شهردار تهران گزارشی از یک پروژه ارائه داد و اقدام دیگری صورت نگرفت. بحثی در فسادستیز بودن نجفی نیست، اما برخورد با فساد در شهرداری جزو محاسن نهاد حاکمیت نظام جمهوری اسلامی است و ربطی به فرد دیگری ندارد.

فرض کنید که این داستان هم واقعیت داشته باشد. پرستو روی کدام شاخه‌ درخت می‌نشیند؟ بالاخره اگر پایه درختی از خود صیانت کند، پرستویی روی شانه‌اش نمی‌نشیند. در این واقعه از نجفی انتظاری بیش از این می‌رفت. اگرچه قضاوت من هم خلاف انصاف است. باید گفت که این مسئله داخلی است و ما نباید دخالت کنیم. اگر اقدام غیرعرفی بخواهد در زندگی‌تان رخ دهد، طبیعتا وقتی وارد عرصه اجتماعی می‌شوید و واکنش‌هایی را برمی‌انگیزد. در این موقعیت دو کار بیشتر جلوی پایتان قرار ندارد، یا باید از آن امر غیرعرفی فاصله گرفت یا خود را از پذیرش مسئولیت معاف کرد؛ در این مورد مسئولیت پذیرفته شده و این اقدام غیرعرفی بازتاب بسیار منفی پیدا کرده است. نهادهای مهم دیگر هم به راحتی عبور نکرده و مقاومت کردند. تا این که این بلا سر نجفی آمد.

نجفی ۴۰ سال عاشقانه و صمیمانه با همسر اولش زندگی کرد

* آقای محبیان گفته‌اند سیاست‌مدارها باید بین عشق و سیاست یکی را انتخاب کنند، شما این نگاه را قبول دارید؟

- فرمایش ایشان بیشتر رمانتیک است. می‌شود یا جفتش را داشت یا هیچ‌کدام را. این اظهارات خطابی و قشنگ است اما حکم قطعی نیست. خود آقای نجفی ۴۰ سال زندگی عاشقانه و صمیمانه‌ای با همسرش داشت و در سیاست هم موفق بود. حسنات الابرار سیئآت مقربین (کارهای نیک و حسنه خوبان، برای مقربین گناه به شمار می‌آید)، چه بسا کاری که آدمی خوب می‌تواند انجام دهد برای انسانی مقرب بد باشد. من که چهره‌ تا حدودی شناخته شده هستم. رفتارم در خیابان باید طوری باشد که جامعه مرا با آن می‌شناسد. اگر من ششیه نوشابه و ساندویچ دست بگیرم و در خیابان راه بروم و ساندویچ بخورم، متعارف نیست اما اگر کارگر این کار را بکند، کسی با او کاری ندارد.

استاندار گلستان خواستار اجتناب از هرگونه هزینه به منظور تبریک انتصاب خود شد.

 
گیل ندا،  هادی حق شناس گفت: عزیزانی که قصد هزینه کردن برای تهیه گل، شیرینی، بنر یا درج در نشریات به منظور تبریک انتصاب را دارند،  هزینه مورد نظر را به شماره حساب هلال احمر جهت کمک به سیل زدگان واریز نمایند.
لازم به ذکر است، هادی حق شناس عصر روز شنبه ۲۵ خرداد ۹۸ به عنوان نهمین استاندار گلستان معارفه شد.
 
 
جمع آوری کمکهای نقدی به سیل زدگان استان گلستان از طریق شماره گیری
*۷۸۰*۱۱۲#
 
 
 
شماره حساب نیت های خاص نزد بانک ملت
۴۹۷۸۶۴۷۰۲۹

محمدباقر قالیباف با دعوت از جوانان برای ورود به انتخابات مجلس شورای اسلامی به دنبال این است که چهره کلیدی در میان اصولگرایان داشته باشد و از یک بازیگر به بازیگردان تبدیل شود؟

 

گیل ندا، قالیباف پس از پایان حرف و حدیث‌های انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶، با مطرح کردن «نواصولگرایی» و تمرکز بر جوانان، رویکرد انتقادی خود نسبت به جریان اصولگرایی را آشکار کرد. قالیباف معتقد بود که در آن انتخابات، سیدابراهیم رئیسی باید کنار می‌رفت نه او. به هرحال اصولگرایان او را کنار گذاشتند اما رئیسی هم توفیقی برای پیروزی در انتخابات بدست نیاورد تا اصولگرایان چهار سال دیگر از پاستور دور بمانند و قالیباف هم منتقد روند موجود فعالیت سیاسی اصولگرایان شود.

ناامیدی قالیباف از بزرگان اصولگرایی او را به سمت جوانان سوق داده است و او حالا از جوانان برای حضور در انتخابات دعوت کرده است. البته هنوز روشن نیست مخاطبان قالیباف تا چه میزان از مواضع او استقبال می‌کنند اما به روشنی معلوم است که بزرگان تاکنون استقبالی از او و نواصولگرایی نکرده‌اند البته انتقادات قالیباف از عملکرد جریان اصولگرایی در این استقبال سرد مؤثر بوده است. قالیباف در نامه‌ای که در تیر ۹۶ منتشر کرد خطاب به جوانان گفت که «بسیاری از شما دلیلِ شکست‌های اخیرِ جریانِ اصول‌گرایی در جلبِ نظرِ مردم در انتخابات را، نتیجه اشکالاتِ ساختاری، رویکردی و عملکردیْ در سطوحِ کلان و خُرد می‌دانید.» او تاکید می‌کند که «امروز دیگر روشن است که اصول‌گرایی باید با حفظِ مبانی و ارزش‌هایِ انقلابیِ جمهوریِ اسلامی، در نگرش و شیوه سیاست‌ورزی خود متحوّل شود و با گفتمان و چهره‌هایی نو، حرکت در راستایِ نواصول‌گرایی را هرچه زودتر آغاز کند.»

«چهره‌های نو» شاید همان کلیدواژه ای باشد که خوشایند بزرگان اصولگرایی نیست اما قالیباف بر آن تاکید دارد و حالا او پس از دو سال از انتشار نامه اول خود و در شرایطی که جریان اصولگرایی همانند رقیب خود در نخوت بسر می‌برد، جوانان را برای حضور در انتخابات دعوت می‌کند تا اولین نفری در جریان اصولگرایی باشد که بصورت جدی به موضوع انتخابات ورود کرده است.

قالیباف همچنان در جریان اصولگرایی می‌گنجد اما با انتقاد از این جریان، می‌خواهد راهی نو با چهره‌های نویی را شروع کند. چهره‌های نویی که باید آنها را در میان جوانان جست و قالیباف ادعا می‌کند که می‌خواهد صدای آنها باشد نه محور آنها. او در پیام ویدئویی خود بیان می‌کند که «قرار نیست محور شما باشم اما می‌توانم صدای شما شوم.»

البته قالیباف در پیام خود خیلی زود از سخنگویی فاصله گرفته و برای خود نقش تعریف می‌کند. او خطاب به جوانان می‌گوید که «از همه شما جوانان دلسوز انقلابی درخواست می‌کنم، متناسب با شاخص‌هایی که منتشر می‌شود، افراد توانمند و با صلاحیتی را که می‌شناسید یا اگر خودتان را برای قبول مسئولیت نمایندگی مردم مفید می‌دانید، معرفی کنید تا تلاش کنیم شایسته ترین‌ها، در معرض انتخاب مردم قرار بگیرند.» او می‌گوید که تلاش کنیم تا شایسته‌ترین‌ها در معرض انتخاب مردم قرار گیرند. آیا این جملات می‌تواند به معنای داشتن نقشی فراتر از سخنگویی باشد؟

او همکاری با سایر بازیگران و بازیگردانان جریان اصولگرا ندارد و دیگر به سراغ آنها نرفته است و با انتخاب جوانان به عنوان جامعه مخاطب خود، می‌خواهد بوسیله آنها پاشنه در را بچرخاند. اما کمی سخت است که قبول کنیم کسی که مدعی چندباره ریاست‌جمهوری بوده است حالا فقط می‌خواهد سخنگوی جوانان باشد تا مجلسی جوان و کارآمد تشکیل شود.

شاید قالیباف دیگر نمی‌خواهد در جریان اصولگرایی یک بازیگر باشد تا براحتی کنار گذاشته شود. او دنبال بازیگردانی است و نواصولگرایی محور و مبانی حرکت او و جوانان بازیگران او می‌شوند. باید اشاره کرد که نه هنوز دقیقاً مشخص است که نواصولگرایی چیست و نه معلوم است جوانان چقدر قالیباف را جدی می‌گیرند. در چند ماه آینده توانایی قالیباف برای ایفای نقش جدیدش روشن می‌شود البته به شرط آنها قالیباف نخواهد خودش سخنگوی جوانان در بهارستان شود.

عباس عبدی نوشت: حداقل در ۱۵ سال گذشته در بیشتر از ۵۰ جلسه حضور داشته‌ام که آقای نجفی یا عضو آن بوده‌اند یا حتی مدیر جلسه بوده‌اند. به جرات می‌توانم بگویم که یکی از بهترین و خوشفکرترین افراد بوده است. او را می‌توان یکی از نمادهای تکنوکراسی سالم و کارآمد پس از انقلاب معرفی کرد.

گیل ندا،  عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت: حداقل در ۱۵ سال گذشته در بیشتر از ۵۰ جلسه حضور داشته‌ام که آقای نجفی یا عضو آن بوده‌اند یا حتی مدیر جلسه بوده‌اند. به جرات می‌توانم بگویم که یکی از بهترین و خوشفکرترین افراد بوده است. او را می‌توان یکی از نمادهای تکنوکراسی سالم و کارآمد پس از انقلاب معرفی کرد. کسی که می‌توانستی با او حرف بزنی، سخنی غیرمعقول از او نمی‌شنیدی، حتی اگر با نظرش مخالف بودی.

بسیار محترم و خوش ‌برخورد و آرام بود. هیچ‌گاه به یاد ندارم که عصبانی شده باشد؛ رفتاری که در جلسات و موضوعات حاد از سوی برخی افراد پیش می‌آید و دیده می‌شود. تند برخورد نمی‌کرد. خشک هم نبود و در سخنانش نوعی از طنز و مطایبه را می‌دیدید. اعتماد به نفس بالایی داشت. غرورش دوست‌داشتنی بود و برخلاف غرور مبتذل برخی افراد بود.

این نکته را آقای دکتر خانیکی برایم تعریف کرد که او آخرین مرحله دکترای خودش را در MIT نگذراند و به ایران آمد. ولی با اینکه دو بار وزیر علوم بود، هیچ‌گاه اقدام به اخذ مدرک دکترایش نکرد. در حالی که می‌توانست به راحتی برود و پایان‌نامه خود را بگذراند، آن هم از MIT، یا در یک دانشگاه ایرانی از تزش دفاع کرده و با افتخار به او مدرک بدهند. در جامعه‌ای که افراد می‌کوشند از دانشگاه‌های غیرواقعی مدرک جعلی بیاورند و دکترا بگیرند او مدرک MIT را هم به حساب نیاورد. می‌دانید چرا؟ به نظر بنده، به این دلیل که مدرک برایش مهم نبود. گمان می‌کرد که مدرک چیزی به او اضافه نمی‌کند و این از غرور و عزت نفس او بود. هیچ‌گاه درباره او سخنی از سوءمدیریت یا سوءاستفاده مالی نشنیده بودم. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایش صراحت بیانش بود که ضمن احترام گذاشتن به مقامات بالاتر حرفش را می‌زد و اگرچه حداقلی از ملاحظات را رعایت می‌کرد ولی حرفش را می‌زد و این نزد مدیران ایران ویژگی کمیابی است. با این تصویر از آقای نجفی هنگامی که می‌شنویم همسرش را کشته است، جز تعجب و آه و افسوس واکنش دیگری نمی‌توانیم، نشان دهیم.

روشن است که باید این نتیجه را گرفت که او حتما به شرایط بسیار بحرانی رسیده بود و حتی اگر با سبق تصمیم هم همسرش را نکشته باشد، رفتاری کرده که خواسته یا ناخواسته منجر به قتل او شده است. این شرایط بحرانی چیست؟ و چرا وی به این نقطه رسید که یکی از سرمایه‌های ارزشمند ایران باید اکنون به اتهام قتل عمد آن هم همسرش محاکمه شود؟ ما شرایط او را به‌طور کامل درک نخواهیم کرد. تصمیمات لحظه‌ای تحت فشارهای گوناگون برای هر کسی پیش می‌آید ولی برای شخصی چون آقای نجفی انتظار می‌رود که پیشاپیش در مسیری قرار نگیرند که دچار این وضع شوند. به نظر من سه خطای پیاپی موجب بروز این مشکل شده است.

اولین خطای آقای نجفی دل بستن به این خانم است. منظورم بد گفتن از آن خانم نیست. هر کسی اخلاقیات و روحیات خاص خودش را دارد. ما در زندگی عادی خود نیز با افراد بسیاری دوست می‌شویم ولی فقط برخی از آنان را به عنوان دوستان دایم انتخاب می‌کنیم و با بسیاری از آنان قطع رابطه می‌کنیم. دل بستن در چنین موردی و برای شخصی چون آقای نجفی نیازمند کنکاش و آگاهی‌های بسیاری از اخلاق و رفتار و انگیزه‌های طرف مقابل است. بعید است که این خانم خصوصیات اخلاقی و رفتاری یا انگیزه‌ها و انتظاراتش را توانسته باشد چنان پنهان کند که فرد پا به سن گذاشته‌ای چون آقای نجفی متوجه آنها نشود. همین که به اندازه ۱۳۶۲ سکه طلا مهریه درخواست کرده گویای مسائل زیادی است. ازدواجی که فقط چند ماه فرصت لازم داشته که به بن‌بست بخورد و حتی موجب اقدام به خودکشی شخصی چون آقای نجفی شود، هیچ معنایی ندارد جز آنکه در انتخاب و دلبستگی به او خیلی خیلی با عجله و بدون تامل و حداقلی از تعقل رفتار شده است. به ویژه آنکه با همسر اولش بیش از ۴۰ سال زندگی مشترک داشته‌اند و با چنین وضعی به‌طور قطع آقای نجفی به سرعت دچار عذاب درونی نیز می‌شده است. نه تنها از جانب خانواده، بلکه از جانب دوستان نیز دچار این فشار هنجاری می‌شده است. بنابراین با فرض پذیرش رفتار طردکننده از سوی دوستان و خانواده، باید چنان انتخابی صورت می‌گرفت که نه‌تنها به بن‌بست نمی‌رسید، بلکه عوارض دیگر را نیز کم می‌کرد. این اشتباه فردی آقای نجفی در حوزه خصوصی خودش است، ولی بازتاب و آثار عمومی و اجتماعی آن زیاد است.

اشتباه دوم آقای نجفی در حوزه عمومی رخ داد و مهم‌تر است. ناهمخوانی و ناسازگاری پذیرش مسوولیت شهرداری تهران با وجود چنین علاقه‌ای یا تعمیق چنین علاقه‌ای با حضور در شهرداری تهران است. اینجا ایشان نه فقط در حق خودشان بلکه در حق دیگران نیز مرتکب خطا و جفا شده‌اند. چون چنین فرض نانوشته‌ای وجود دارد؛ افرادی که می‌خواهند پست سیاسی بگیرند، نباید چنین مساله‌ای داشته باشند، حتی اگر بدون هیچ ابهام و اشکال حقوقی و شرعی باشد. آنان باید میان دلبستگی شخصی و پست سیاسی یکی را برگزینند. اگر پیش از شهردار شدن چنین رابطه‌ای را داشته که طبق اظهارات خودشان داشته، در این صورت مرتکب اشتباه مهمی شده است. این رفتار را در معاملات و حقوق «خیار عیب» می‌نامند. یعنی عیبی وجود داشته که فروشنده هنگام معامله و قرارداد آن را پنهان کرده و عملی غیراخلاقی است. حتی اگر پس از شهردار شدن این وضع حادث شده، باز هم باید آن را مطرح می‌کردند و نظر دوستان‌شان یا شورای شهر را می‌پرسیدند. مهم‌تر اینکه آقای نجفی می‌دانستند یا حداقل اینکه می‌گفتند که قرار است با فساد مبارزه کنند و نیز مخالفان سیاسی دارند و همه اینها می‌توانست مستمسکی برای آشکار کردن چیزی باشد که ظاهرا پنهان مانده بود. به علاوه این امور را ممکن است از افکار عمومی پنهان کرد، ولی از نیروهای اطلاعاتی که نمی‌توان در بلندمدت پنهان کرد. بنابراین چیزی که برای دیگران و مخالفان آشکار بوده چرا باید برای دوستانی که قصد همکاری دارند، پنهان بماند؟

عدم شفافیت رفتاری ایشان منشا اصلی اشتباه در ادامه این مرحله است. ایشان باید علت استعفا از شهرداری و همه آنچه رخ داده بود را خیلی شفاف بیان می‌کرد. اگر کار اشتباهی کرده بود، عذر می‌خواست و اگر کار خودش را درست می‌دانست نباید از شفافیت نگران می‌شد. ریشه بی‌اعتمادی مردم و حتی کنشگران اصلاح‌طلب در این‌گونه رفتارهاست. در این مرحله رفتارهای دیگری رخ داده است که باید همه آنها شفاف می‌شد و نباید به صورت زمزمه و غیرآشکار در می‌آمد. حتی در مورد طلاق همسر اول‌شان نیز خلاف‌گویی رخ داده که اصلا مورد قبول نیست.

حمید بعیدی نژاد، سفیر ایران در لندن از حضور گروهی معترض در مقابل بنای سفارت ایران در لندن خبر داد و افزود: چند معترض روز شنبه با مسدود کردن تنها درب ورودی سفارت ایران در لندن، مانع ورود دیپلمات‌های ایرانی به ساختمان سفارت شدند.

گیل ندا،  «حمید بعیدی نژاد»، سفیر ایران در لندن در حساب کاربری خود در توئیتر از مسدودسازی مسیر ورود به سفارت ایران در انگلیس خبر داد.

سفیر ایران در این ارتباط نوشت که چند معترض روز شنبه با مسدود کردن تنها درب ورودی سفارت ایران در لندن، مانع ورود دیپلمات‌های ایرانی به ساختمان سفارت شدند.

دیپلمات ارشد ایران در انگلیس همچنین دلیل حضور کارکنان سفارت در روزهای شنبه و یکشنبه را به هماهنگی کارها با تهران در این دو روز اعلام کرد که در ایران به عنوان روزهای کاری به شمار می‌روند.

سفیر ایران در دانمارک با اشاره به تیم B، گفت: حمله به نفت کش‌ها هنگامی که نخست وزیر ژاپن در ایران به سر می‌برد به نفع چه کسانی است؟

 

گیل ندا،  مرتضی مرادیان در صفحه توئیتر خود نوشت: هنگام سفر آقای روحانی به سوئیس اتهام اقدام تروریستی در فرانسه مطرح می‌شود، وقتی اروپا می‌خواهد مکانیزم مالی را مطرح کند اتهام ترور در ⁧دانمارک مطرح می‌شود، هنگام حضور نخست وزیر ژاپن در ⁧ ایران به نفتکش‌ها حمله می‌شود چه کسانی طراح سناریوهای دروغین و تکراری هستند و از آن نفع می‌برند؟

دادستان کل کشور گفت: اگر نزار زاکا به اظهارات خود ادامه دهد اسناد و مدارک مربوط به محکومیت وی را که در اختیار داریم رو خواهیم کرد تا معلوم شود چه کسی دروغ می‌گوید.

 

گیل ندا،   منتظری در رابطه با اظهارات اخیر نزار زاکا، زندانی لبنانی که با آزادی مشروط آزاد شده است، اظهار کرد: اسناد و مدارک موجود است، اگر چنانچه لازم باشد هم اسناد و مدارک کافی در اختیار ما هست هم مصاحبه‌هایی که شده، فیلم‌ها و مستنداتی که وجود دارد وی افزود: ا امیدواریم که این اقدام ناجوانمردانه را شاهد نباشیم.

دادستان کل کشور تصریح کرد: از کسی که با وساطت دولت لبنان و وساطت حزب الله از این فر صت استفاده کرده، بخشی از دوران محکومیت‌اش را اینجا گذرانده، بقیه‌اش را از آزادی مشروط استفاده کرده و به خارج از کشور رفته است امروز به جای تقدیر و تشکر از نظام قضائی و نظام جمهوری اسلامی، بسیار اقدام ناجوانمردانه‌ای می‌بینیم.

منتظری گفت: اگر زاکا بخواهد ادامه دهد دستگاه قضائی هم اسناد و مدارکی را که دارد رو خواهد کرد و بعد معلوم می‌شود که چه کسی دروغ گفته است.

نزار زاکا، زندانی لبنانی- آمریکایی بود که اخیراً با آزادی مشروط او موافقت شد و به لبنان بازگشت.

صفحه1 از103

درباره ی ما

پایگاه خبری گیل ندا، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه گیل ندا عضو شوید.